حاج ملا هادي السبزواري

111

شرح مثنوى

عقل عقل : جان جان . نقل كرديم از ابو يزيد كه فرموده : اخذتم علمكم ميّتاً عن ميّت و اخذنا علمنا عن الحىّ الذى لا يموت . ( ( 2530 ) ) چون كه قشر عقل صد برهان دهد * عقل كل كى گام بىايقان نهد ك 177 25 برهان دهد : يعنى عقل جزئى به دليل و برهان دلالت كند عقل كل به حضرت برهان كه حق است ، منور است و وجودش برهان است . ( ( 2531 ) ) عقل دفترها كند يك سر سياه * عقل عقل آفاق دارد پر ز ماه ك 177 26 دفترها : يعنى تحرير و تأليف كند . و عقل عقل صفحات اعيان و صحايف نفس الامر كتاب اوست . ( ( 2532 ) ) از سياهى وز سپيدى فارغ است * نور ماهش بر دل و جان بازغ است ن 508 5 - ك 177 26 فارغ است : بس بىرنگ است يار دل خواه اى دل ( ( 2333 ) ) اين سياه و اين سپيد ار قدر يافت * ز ان شب قدر است كاختروار تافت ن 508 6 - ك 177 27 ار قدر : مخفّف اگر . ز ان شب قدر است : گفتيم جاى ديگر ، كه شب قدر - در تأويل - به وجهى نور حق است كه در تنزل است در سلسلهء نزول ، تا طلوع مىكند در عالم ماده ، كه اوّل يوم القيامة در سلسلهء صعود است . و به وجهى وجود اولياء الله است كه خلق قدر ايشان ندانند . و بنا بر اوّل نيز قدر است ، چون قضا و قدر و تقدير امور در سلسلهء نزول است . * ( وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُه وَما نُنَزِّلُه إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ . 15 : 21 ( 1 ) ( ( 2534 ) ) قيمت هميان و كيسه از زرست * بىز زر هميان و كيسه ابتر است ن 508 7 - ك 177 27 قيمت : يعنى عقل جزئى به منزلهء هميان است و وعاى . و عقل كلَّى ، زر خالص . ابتر : ناقص . ( ( 2536 ) ) گر بدى جان زنده بىپرتو كنون * هيچ گفتى كافران را ميّتون ن 508 9 - ك 177 28

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء حجر آيهء 21 . .