حاج ملا هادي السبزواري
88
شرح مثنوى
( ( 979 ) ) بد محالى جست كو دنيا بجست * نيك حالى جست كو عقبى بجست ن 48 20 - ك 22 28 بد محالى : با حالى جناس ناقص دارد . و مصر اعين اشتمال بر طباق و ترصيع نيز دارند . ( ( 980 ) ) مكرها در كسب دنيا بار دست * مكرها در ترك دنيا واردست ن 48 21 - ك 22 29 مكرها : نظير آن است كه گذشت : انبيا در كار دنيا جبرىاند كافران . . . ( ( 983 ) ) چيست دنيا از خدا غافل بُدَن * نِى قماش و نقره و ميزان و زن ن 49 2 - ك 22 30 نى قماش : چه اينها بوجهى مظاهر اسماء و بوجهى علم و قدرت خدااند اَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ رَحمَةَ وَعِلما الى غير ذلك و اگر حقيقت دنيا را دانستى معنى آيه شريفه را بدانى كه فرموده * ( مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ اَلآخِرَةِ نَزِدْ لَه فِي حَرْثِه وَمَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ اَلدُّنْيا نُؤْتِه مِنْها وَما لَه فِي اَلآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ 42 : 20 . ( 1 ) و مشكل نشود بر تو آن چه مىگويند كه مىبينم بسيارى را كه دنيا را مىخواهند و نمىدهد ، و جواب مىدهند كه كلمهء مِن تبعيضيه است اى نؤته بعضها . و تحقيق آن است كه مىدهيم طالب دنيا را از دنيا من حيث إنّها دنيا . و آن نيست مگر تعلقات و نيست نيز مگر حدود و تعينات و نقايص و امكانات ، و اينها را به نحو و فور و تكاثر داده به اهل دنيا و ثمر برداشتهاند از تشويش و تعب و نصب ، چنان كه پوشيده نيست بر ناظرين به نور الله . ( ( 984 ) ) مال را كز بهر دين باشى حمول * نعم مال صالح خوانش رسول ن 49 3 - ك 22 31 نعم مال صالح : اشارت به حديث است نِعمَ المالُ الصّالِحُ لِلرَّجُلِ الصّالِحِ . ( 2 ) ( ( 991 ) ) جهد حق است و دوا حق است و درد * منكر اندر جحد جهدش جهد كرد ن 49 10 - ك 22 35 جهد حق است : حاصل اين ابيات حقايق آيات آن است كه عمل بايد كرد و گريزى از عمل نيست چه مبتدى و چه متوسط و چه منتهى را . كسى مرد تمام است كز تمامى كند در خواجگى كار غلامى و مراد از يقين در قوله تعالى * ( وَاُعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ اَلْيَقِينُ 15 : 99 ( 3 ) مرگ است چنان كه مفسرين فرمودهاند . بلى بايد عمل نديد چنان كه در نفى اسباب شرح داديم . ( ( 994 ) ) عهدها كردند با شير ژيان * كاندرين بيعت نيفتد در زيان ن 49 14 - ك 22 38 ژيان : به ژاى فارسى ، تند و خشمناك . و با زيان ( به زاى تازى ) جناس مضارع دارد .
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء شورى ، آيهء 20 . ( 2 ) احياء العلوم ، ج 2 ، ص 162 . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء حجر ، آيهء 99 .