حاج ملا هادي السبزواري
85
شرح مثنوى
ملكوتى است . و بايد دانست كه مراد از سبق ارواح نه اين است كه آنها بطور كثرت و جزييت مثل بودن آنها در عالم دنيا وجود در عالم امر و مرتبهء علم داشتند ، چه مناط اين گونه كثرت در اينها ابدان است و در آن نشاهء تجرد هنوز ابدان نبود و حجاب زمان و مكان مطوى بود كه * ( اَلسَّمواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِه 39 : 67 ( 1 ) بلكه چون ميانهء عقول كليه و نفوس كليه بينونت نيست بلكه در مراتب وجود - سيّما مراتب طوليه ، چنان كه گذشت - بودنِ عقول كليه در آن مراتب ، بودن نفوس است به طور اتحاد و يگانگى در آن مراتب . و همچنين وجود علمى سنخ وجود معلومى است و وجود حقيقت شيئى در مرتبه و نشاهء وجود رقيقهء آن شىء است و چون به طور وحدت بودند اين است كه نشاهء معنى مقام تصالح الأضداد است و اين نشاهء عالم تضاد است كما قال الله تعالى : * ( اِهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ 2 : 36 ( 2 ) ( ( 927 ) ) ما عيال حصر نيم و شير خواه * گفت الخلق عيال للاله ن 46 6 - ك 21 26 گفت الخلق : اشارت است به حديث نبوى كه : اَلخَلقُ عِيالُ الله فَاَحَبُّ الخَلقِ اِلَى الله مَن اَحسَنَ اِلى عِيالِه . ( 3 ) و در حديث قدسى است كه اَلفُقَراءُ عِيالى . ( 4 ) ( ( 933 ) ) دست همچون بيل اشارتهاى اوست * آخر انديشى عبارتهاى اوست ن 46 13 - ك 21 23 دست همچون بيل : و چون دست شبيه به بيل است ، خواجه عبد الله انصارى فرمايد كه : هر سر كه در آن سجودى نيست سفچه به از او ، و هر دست كه در آن جودى نه ، كفچه به از او . پس بيل دادن اشارت به كار كردن است . ( ( 936 ) ) حاملى محمول گرداند ترا * قابلى مقبول گرداند ترا ن 46 16 - ك 21 32 محمول گرداند ترا : يعنى كار كردن براى نكردن است ، و بار برداشتن براى انداختن است . چنان كه در آخرت عمل نيست ، كه نشاهء پاداش عمل و وصول به غايات است . شيخ ابو سعيد ابى الخير مىفرمايد : دنيا به مثال كعبتين نرد است برداشتنش براى انداختن است . ( ( 937 ) ) قابل امر ويى قابل شوى * وصل جويى بعد از آن و اصل شوى ن 46 17 - ك 21 33
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء زمر ، آيهء 67 . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء بقره ، آيهء 36 . ( 3 ) عوالى اللآلي ، ج 1 ، ص 101 ، 372 . ( 4 ) منبع يافت نشد . .