حاج ملا هادي السبزواري

81

شرح مثنوى

الجَنَّةِ قيعانٌ غُرّاسُها قَولُ المُؤمِنِ سُبحانَ الله ( 1 ) يعنى اظلهء آن ملكات حميده آن صور بهيه ، اشجار و اطيار مىشود . چنان كه مثنوى مشحون است از امثال اين مطلب . و در كلام اشارت است به آن كه از دم تو هم مرغ به وجود مىآيد ولى مرغ آخرت و ارباب كشف صورى از صاحبان نفس قدسيه و نفس گرم ، مشاهده صور مثاليهء آنها را در حال استعمال بدن هم مىكنند . همانا از اينجاست كه خواجه حافظ مىگويد : فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد ديگران هم بكنند آن چه مسيحا مىكرد بلى كسى كه جام جم دارد داراى كل است ، چون تو دارم همه دارم به خود آ تا ببينى دارايى . ( ( 869 ) ) اين عجايب ديد آن شاه جهود * جز كه طنز و جز كه انكارش نبود ن 43 7 - ك 20 15 طنز : طعن بود . ( ( 874 ) ) اصل ايشان بود آتش ز ابتدا * سوى اصل خويش رفتند انتها ن 43 12 - ك 20 19 آتش ز ابتدا : يعنى در همين نشاهء اولى آتش بودند ، چه اعمال بد و ملكات رذيله آتش است به حسب باطن . حق تعالى مىفرمايد : * ( إِنَّ اَلَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ اَلْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً 4 : 10 ( 2 ) و نيز * ( إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ 9 : 49 ( 3 ) به جملهء اسميه كه منسلخ از زمان است ادا فرموده ، پس اينجا معنى است و در * ( يَوْمَ هُمْ بارِزُونَ 40 : 16 ( 4 ) صورت مىگيرد . و مىشود كه مراد به ابتدا نشاهء علم باشد كه ماهى عليه همه در علم ازلى گذشته كه طينت شقى از ازل سجّينى بوده و طينت سعيد از ازل عليينى بوده كه اَلسّعيدُ سَعيدٌ فىِ الأزَلِ وَالشَّقِيُّ شَقِىٌ لَم يَزَل ( 5 ) اين است كه خواجه عبد الله انصارى هروى مىفرمايد : « همه از انجام ترسند و عبد الله از آغاز » ( ( 879 ) ) آب اندر حوض اگر زندانى است * باد نشفش مىكند كار كانى است ن 43 17 - ك 20 22 نشف : به خود كشيدن . ( ( 881 ) ) وين نفس جانهاى ما را همچنان * اندك اندك دزدد از حبس جهان ن 43 19 - ك 20 23 وين نفس : يعنى در هر نفس ما ، جبار نقص ما را تلافى مىكند به كمال . از آن جانب بود ايجاد و تكميل و زين جانب بود هر لحظه تبديل ( وَجاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَشَهِيدٌ ) 50 : 21 ( 6 ) پس موجودات جميعاً به حسب امر تكوينى در

--> ( 1 ) سنن ترمذى ، ص 58 . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء نساء ، آيهء 10 . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء توبه ، آيهء 49 . ( 4 ) قرآن كريم ، سورهء غافر ، آيهء 16 . ( 5 ) عين اين عبارت يافت نشد ولى در اين زمينه رواياتى وجود دارد . رجوع كنيد به توحيد صدوق ص 358 - 354 . ( 6 ) قرآن كريم ، سورهء ق ، آيهء 21 .