حاج ملا هادي السبزواري
77
شرح مثنوى
مدركات و اين قوى هر گاه استعمال شوند در ادراك اشياء به اعتبار وجه النفس نه وجه الله و نه از آن جهت كه وسيلهء ادراك كلياتند و نه از آن جهت كه آيات الله و مظاهرند همه شواغل و حجب مىشوند از حق ، و موجبات ورود بر ابواب جهنم مىشوند كه * ( لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ 15 : 44 ( 1 ) به خلاف آن كه استعمال شوند به آن جهات ديگر كه اشاره كرديم و نفس شاكر حقيقى باشد اعنى صرف كند اينها را فيما خلقت لأجله و عقل بالفعل شود كه هشت مىشوند به انضمام عاقله و مىگردند موجبات ورود بر هشت در بهشت و دخول در بهشت . ( ( 780 ) ) هر نفس مكرى و در هر مكر ز ان * غرقه صد فرعون با فرعونيان ن 38 19 - ك 18 24 صد فرعون : هواهاى نفس امّاره و مسوله است . بيت : اى هواهاى تو خدا انگيز زين خداهاى تو خدا بيزار به خدا گر كسى تواند بود جز خدا از خداى برخوردار ( ( 781 ) ) در خداى موسى و موسى گريز * آب ايمان را ز فرعونى مريز ن 38 20 - ك 18 24 و موسى گريز : يعنى عقل . ز فرعونى : يعنى نفسانيت . بود آن زن پاك دين و مؤمنه سجدهء آن بت نكرد آن موقنه ن ندارد - ك 19 1 موقنه : صاحب يقين . ( ( 785 ) ) خواست تا او سجده آرد پيش بت * بانگ زد آن طفل كانّى لم امت ن 39 5 - ك 19 2 انّى لم امت : يعنى بدرستى كه من نمردهام . ( ( 789 ) ) اندر آ و آب بين آتش مثال * از جهانى كآتش است آبش مثال ن 39 9 - ك 19 4 از جهانى كآتش است : به حسب نوريت ، مانند نار وادى ايمن . آبش مثال : به حسب حيات بخشى به اين عالم موت و ظلمت ، كه آب ، صورت حيات است ، چنان كه در قول حق تعالى : * ( أَنْزَلَ مِنَ اَلسَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها 13 : 17 ( 2 ) يكى از وجوه تأويل ماء ، نفس است كه به اجسام تعلق گرفته و همه را احياء كرده . ( ( 795 ) ) نك جهان نيست شكل هست ذات * و آن جهانيان هست شكل بىثبات ن 39 15 - ك 19 7
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء حجر ، آيهء 44 . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء رعد ، آيهء 17 .