حاج ملا هادي السبزواري

67

شرح مثنوى

ما شمّت رائحة الوجود « . وجود اندر كمال خويش سارى است تعينها امور اعتبارى است و چون اينها دانستى بدان كه اين بيت مولوى - قدس سرّه - دو طور به نظر رسيده : يكى آن كه : ما عدمهاييم و هستيها نما تو وجود مطلق و هستى ما پس مراد به « ما » ماهيات امكانيه است . و بسيار بود كه در السنهء عرفا از ماهيات امكانيه به عدم تعبير كنند ، چه عدم رفع الوجود است ، و شيئيت ماهيت هم وجود نيست چه اباى از عدم ندارد و چون اباى از وجود هم ندارد و با او جمع مىشود هستى نماست . پس اوست بود و ما نمود بوديم و « ها » ى جمع در معنى مؤخر است يعنى هستى نماهاييم . و مرادش از اينكه تو هستى مايى ، بنا بر آن كه حق حقيقت وجود مطلق است ، ظاهر است . چنان كه در طريقهء منسوبهء به ذوق التألَّه نيز مىگويند اوست وجود حقيقى و موجود حقيقى ، و ممكنات ماهياتاند منسوبات الى الوجود ، نه ذواتى كه قايم باشد به آنها ، چه وجود حقيقى اجلّ است از آن كه قيام و عروض به ماهيت داشته باشد بلكه حقيقت واحده است قائم به ذات خود ، و قولهم وجود زيد بمنزلة قولهم إله زيد ، و اطلاق وجود را بر ماهيات امكانيه از قبيل مشمس و لابن و تامر مىدانند . و بنا بر قول به مراتب تو هستى مايى چون سنخيت است در مراتب و اوست اصل محفوظ و قيوم و مقوم در مراتب و وجود مطلقاً از صقع اوست . و طور دوم : ما عدمهاييم و هستيهاى ما تو وجود مطلق فانى نما يعنى ما كه ماهيات امكانيه باشيم اعتبارى هستيم ، * ( إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَآباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ الله بِها مِنْ سُلْطانٍ 53 : 23 . ( 1 ) و همچنين هستيهاى ما هم اعتبارى است از آن جهت كه مضاف به ماست و هر چند هستيها بالذات اصيلند و از جهت اضافه به حق وجوب دارند و وحدت دارند ، و توفانى نمايى يعنى از شدت ظهور پنهانى ، و حقيقت وجود صرف محاط عقل نمىشود و تعينات پردهء چهرهء وجود است و در واقع ماهيات فانىاند در وجود و اول وجود اوست و ما هست نماييم . بيت : اين نيست كه هست مىنمايد بگذار و آن هست كه نيست مىنمايد بطلب و فانى نما به معنى مُفِنى هم وجهى است . ( ( 604 ) ) حمله شان پيدا و ناپيداست باد * جان فداى آن كه ناپيداست باد ن 30 9 - ك 15 1 جان فداى آن كه ناپيداست باد : از تجنيس القافيه ، تجنيس تام است . ( ( 605 ) ) باد ما و بود ما از داد توست * هستى ما جمله از ايجاد توست ن 30 10 - ك 15 2

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء نجم ، آيهء 23 .