حاج ملا هادي السبزواري

54

شرح مثنوى

هر شبى . . . : تنظير است . يعنى بايد بىخاطر ظلمانيه شد ، مثل نايم كه بىخود مىشود . ( ( 392 ) ) حال عارف اين بود بىخواب هم * گفت ايزد هم رقود زين مرم ن 20 4 - ك 10 24 هم رقود : اشارت است به كريمه اى كه در سورهء كهف است : * ( وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وَهُمْ رُقُودٌ 18 : 18 . ( 1 ) يعنى گمان مىكنى ايشان را بيداران ، و ايشان خفتگانند . ايقاظ جمع يقظ و يقظان . و رقود جمع راقد . زين مرم : رميده مشو . ( ( 394 ) ) آن كه او پنجه نبيند در رقم * فعل پندارد به جنبش از قلم ن 20 6 - ك 10 25 آن كه او پنجه نبيند : يعنى آن كه غافل و محتجب است از حق به منزلهء كسى است كه نقوش و نگارش را از قلم ببيند و از نقّاش و نگارنده بىخبر باشد . و بايد بر خلاف اين بود و قلم را از صقع نگارنده ديد ، و مثل عضو متصل به او و نه مفصول از او . پس قلم او يد اوست . پس عارفِ خوابناك به دنيا و بيدارِ به حق بايد همهء مبادى مقارنه و برزخيه و مبادى مجرده را از قوى و طبايع بسايط و مركبات عنصريه و بسايط فلكيه و نفوس و عقول ارضيه و سماويه ، ايدى عمالهء حق ببيند و تمام صور را نگارش او مشاهده كند . و نعم ما قال الامام الغزالى : إنَّ العالَمَ كُلَّه تَصنيِفُ الله فَمَن اَحَبَّ اَلتَّصنيفَ اَحَبَّ اَلمُصَنِّفَ . فعل پندارد به جنبش از قلم : و حال آن كه چنان كه ملا جامى ( قدس سرّه ) مىفرمايد در بيان يكى از معانى « نى » كه واقع است در مفتتح اين مثنوى به اينكه : مىشود كه مراد به نى ، نى كِلك باشد ، قلم مىگويد : در كف كاتب وطن دارم مدام كرده بين الاصبعين او مقام نيست در من جنبشى در ذات من اوست در من دمبه دم جنبش فكن و العارف كالميت بين يدى الغسّال . ( ( 398 ) ) فالق الاصباح اسرافيل وار * جمله را در صورت آرد ز ان ديار ن 20 10 - ك 10 28 فالق الاصباح : يعنى شكافندهء ظلمت شب به آوردن صبح ، و شكافندهء ظلمت عدم به آوردن نور وجود بر ماهيات امكانيه و اعيان ثابته . و نسبت به فالق الاصباح كه حق متعال است داده زيرا كه حق تعالى در آيهء شريفه كه * ( الله يَتَوَفَّى اَلأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَاَلَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها 39 : 42 . ( 2 ) توفى موت و توفى نوم هر دو را نسبت به خود داده و همچنين احياء به حيوة الله و احياء به حيوة طبيعى را كه مىفرمايد : * ( فَيُمْسِكُ اَلَّتِي قَضى عَلَيْهَا اَلْمَوْتَ وَيُرْسِلُ اَلأُخْرى 39 : 42 . ( 3 ) پس در مقام رؤيت اسباب و

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء كهف ، آيهء 18 . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء زمر ، آيهء 42 . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء زمر ، آيهء 42 .