حاج ملا هادي السبزواري
405
شرح مثنوى
( ( 3254 ) ) باز عقل از روح مخفىتر بود * حس سوى روح زوتر ره بود ن 354 9 - ك 129 3 باز عقل از روح : اينها و ما بعد اشارت است به آن چه در اخبار است كه روح را اقسام است . روح الحياة و روح الايمان و روح الولاية و روح النبوّة . پس عقل عبارت از روح الايمان است . چه در حديث است كه : « اَلعَقلُ ما عُبِدَ بِه الرَّحْمنُ وَاكتُسِبَ بِه الجَنان » ( 1 ) . و مراد به روح اينجا روح الحياة است . ( ( 3256 ) ) تا كه جنبشهاى موزون سر كند * جنبش مس را به دانش زر كند ن 354 11 - ك 129 4 موزون : يعنى ندانى كه از عقل پر است تا احكام و اتقان و درست كردارى و راست گفتارى نبينى از او . ( ( 3259 ) ) عقل احمد از كسى پنهان نشد * روح وحيش مدرك هر جان نشد ن 354 14 - ك 129 5 مدرك هر جان نشد : اگر چه مدرك بعض از خواص شد ، مثل بسيارى از احكام معاد جسمانى ، چون خلود در عذاب . ( ( 3261 ) ) گه جنون بيند گهى حيران شود * ز انك موقوف است تا او آن شود ن 354 16 - ك 129 6 تا او آن شود : رو مجرد شو . . . ( ( 3262 ) ) چون مناسبهاى احوال خضر * عقل موسى بود در ديدش كدر ن 354 17 - ك 129 7 احوال خضر : يعنى روح ولايت مطلقه و ولايت كبرى ، كه « كلّ نبىّ ولىّ » و ولايت هر نبى كه روح ولايتش باشد ، طورى دارد كه او را مقام نبوتش حامل نيست . و همچنين در موسى ( ع ) غير از مكالمه با خضر ( ع ) آن طور بود . ( ( 3266 ) ) مشترى علم تحقيقى حق است * دائماً بازار او با رونق است ن 354 21 - ك 129 9 دايماً : چه علم تحقيقى حق است و دائم و لم يزل و لا يزال . ( ( 3269 ) ) آدم أنبئهم باسماء درس گو * شرح كن اسرار حق را مو به مو ن 355 2 - ك 129 10 آدم أنبئهم : از القاب آدم است : « معلَّم الملك » ، كه : * ( قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ 2 : 33 . . . ( 2 ) ، يعنى خداى تعالى فرمود اى آدم خبر بده ايشان را - كه ملايكه بودند - و ياد بده ايشان را اسماء ايشان را و آن هم ياد داد ايشان را .
--> ( 1 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 6 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء بقره ، آيهء 33 . .