حاج ملا هادي السبزواري

379

شرح مثنوى

مكر به سكون راء است ، يعنى مكر ، ايشان را آلوده و مغشوش مىنمود . و در كلام ، جناس خطى هست . چنان كه به اعتبار اعادهء مورد اول بيت دوم ، صنعت مسلسل است . ( ( 2852 ) ) موى را ناديده مىكرد آن لطيف * شير را شاباش مىگفت آن ظريف ن 335 2 - ك 122 42 شاباش : مخفّف شاد باش ، كلمهء تحسين است . ظريف : به ظاء معجمه ، از ظرف و ظرافت است ، به معنى ذكاء قلب و حسن و براعت . يا به طاء مهمله ، شجاع و كريم و صاحب مكارم اخلاق . ( ( 2853 ) ) صد هزاران موى مكر و دمدمه * چشم خوابانيد آن دم از همه ن 335 3 - ك 123 1 موى مكر : يعنى مكرهاى چون موىها در شير از باب اضافهء مشبه به بسوى مشبّه . چون لجين الماء ، و ذهب الاصيل . و در بعض نسخ مكر و موى است به تأخير موى ، و عطف . و اوّل اصح است . ( ( 2856 ) ) همچو پروانه شما آن سود و ان * هر دو دست من شده پروانه ران ن 335 6 - ك 123 2 پروانه ران : يعنى شما پروانه سان مىخواهيد به آتش بزنيد خود را ، و من مىرانم و دفع مىكنم شما را از آتش ضلال . ( ( 2858 ) ) كين خبيثان مكر و حيلت كرده اند * جمله مقلوب است آنچ آورده اند ن 335 8 - ك 123 3 مقلوب : معكوس و قلب . ( ( 2860 ) ) مسجدى بر جسر دوزخ ساختند * با خدا نرد دغاها باختند ن 335 10 - ك 123 4 جسر دوزخ : يعنى مسجد نفاقى كه اينها ساختند ، مثل آن است كه بر روى پل صراط - كه بر متن جهنم است - ساخته باشند با آن پايه‌ها و قواعد سست ، كه در كلام حق خواندى كه * ( بُنْيانَه عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ 9 : 109 ( 1 ) . پس آن جسر در بارهء آنها خراب شود و ساقط شوند در هاويهء جهنم . ( ( 2862 ) ) تا جهودى را ز شام اينجا كشند * كه به وعظ او جهودان سر خوشند ن 335 12 - ك 123 5 تا جهودى را ز شام : كه ابو عامر راهب بود . ( ( 2864 ) ) زين سفر چون باز گردم آن گهان * سوى آن مسجد روان گردم روان ن 335 14 - ك 123 6 روان : دوم تأكيد روان اول است ، يا « مسجد روان » ، جمع « مسجد رو » باشد . و تأسيس بهتر از

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء توبه ، آيهء 109 . .