حاج ملا هادي السبزواري
376
شرح مثنوى
( ( 2746 ) ) گفت آه چون حكم راند بىدلى * در ميان آن دو عالِم جاهلى ن 329 19 - ك 121 18 در ميان آن دو عالِم : اشارت است به حديث اَلقاضي جاهِلٌ بَينَ العالِمَينِ ( 1 ) . ( ( 2751 ) ) و آن دو عالم را غرضشان كور كرد * علمشان را علَّت اندر گور كرد ن 330 2 - ك 121 20 غرضشان : غرض امكانى نيازمندى است ، و لهذا افعال الله معلَّل به اغراض نيست كه استكمال بر خدا روا نيست . و انسان بايد متخّلق به اخلاق الله باشد . و غرض رحمانى موجب غناست . ( ( 2759 ) ) من ز هر كس آن طمع دارم كه او * صاحب آن باشد اندر طبع و خو ن 330 11 - ك 121 26 آن طمع دارم : يعنى آن را . ( ( 2764 ) ) گفت بسيار آن بليس از مكر و غدر * مير از و نشيند كرد استيز و صبر ن 330 17 - ك 121 30 غدر : فريب . ( ( 2765 ) ) از بن دندان بگفتش بهر آن * كردمت بيدار ميدان اى فلان ن 330 18 - ك 121 30 از بن دندان : كنايه است از اطاعت با رغبت . ( ( 2768 ) ) از غبين و درد رفتى اشكها * از دو چشم تو مثال مشكها ن 330 21 - ك 121 32 غبين : غبن و ضرر . ( ( 2789 ) ) رو مگس مىگير تا تانى هلا * سوى دوغى زن مگسها را صلا ن 331 22 - ك 122 8 هلا : كلمهء تنبيه . و در تقدير مقدم است بر اول مصراع . ( ( 2794 ) ) تا دو سه ميدان دويد اندر پيش * تا در افكند آن تعب اندر خويش ن 332 7 - ك 122 11 اندر خويش : خوى : عرق . ( ( 2800 ) ) اين مسلمان از كرم مىخواندم * گر نگردم زود پيش آيد ندم ن 332 13 - ك 122 15 ندم : پشيمانى . ( ( 2811 ) ) تو جهت گو من برونم از جهات * در وصال آيات گو يا بيّنات ن 333 2 - ك 122 20 بيّنات : جمع بيّنه . يعنى در مقام وصال آيات و حجج نمىگنجد . چنان كه در قرآن مجيد آيات
--> ( 1 ) احاديث مثنوى ، ص 65 . .