حاج ملا هادي السبزواري
343
شرح مثنوى
( ( 2006 ) ) اخسئوا بر زشت آواز آمدست * كو ز خون خلق چون سگ بود مست ن 294 8 - ك 109 36 اخسئوا : در آيهء * ( قالَ اِخْسَؤُا فِيها وَلا تُكَلِّمُونِ 23 : 108 ( 1 ) ، كنايه از كلبيّت و غضب به ناحق آنهاست . چه اخساء را عرب در تبكيت و تنحيهء سگ استعمال مىكند . و زشت آوازى و خوش آوازى در داعى و مبتهل عبارت از عدم استعداد و استعداد است . چه ، دعايى و زاريى كه به لسان استعداد باشد مردود نمىشود . مثلًا استدعاى علم از خدا كردن ، نه همين است كه به زبان بگويى : اَللَّهُمَّ اَرزُقنى عِلماً نافِعَاً ، بلكه بايد عالم به علوم حقيقيه بجويى و به شرايط تحصيل متحقق باشى ، و از زنگ اخلاق رذيله و اعمال باطله آينهء دل را پاك داشته باشى ، و آن را محتجب به حُجب حايله نداشته باشى ، بعد استعداد فطرى اين حق گفتن است ، و بدون اينها نگفته باشى . نمىبينى كه استعداد و استدعا مادهء حرفيشان يكى است ؟ در خبر است : مَن دَعاه بِغَيرِ لَحنٍ أَجابَه ( 2 ) . پس هر گاه خواندن او بدون استعداد باشد و به غير شرايط ، ملحون و به آواز زشت است ، و قرين اجابت نمىشود . و از اسماء اوست : يا مَن لا يَرُدُّ سائِلَه وَلا يُخُيَّبُ آمِلَه ( 3 ) . ( ( 2009 ) ) توبه كن وز خورده استفراغ كن * ور جراحت كهنه شد رو داغ كن ن 294 11 - ك 110 1 استفراغ : استحلال كن . كهنه شد : كه استحلال امكان نداشته باشد . داغ كن : بر درد و سوز بيفزاى و تضرّع و زارى به درگاه خدا بسيار كن ، كه ارحم الراحمين است ، از گناهان تو مىگذرد . ( ( 2012 ) ) آن مسلمان سر نهاد از خستگى * خرس حارس گشت از دل بستگى ن 294 15 - ك 110 5 حارس : پاسبان . ( ( 2013 ) ) آن يكى بگذشت و گفتش حال چيست * اى برادر مر ترا اين خرس كيست ن 294 16 - ك 110 5 آن يكى : مراد انسان كامل است كه دلالت بر حق مىكند ، چنان كه اژدها نفس امّاره است ، و خرس نفس مسوّله است . و نفس امّاره شريرتر است از مسوّله . و اين قصد در جايى است كه كس مبتلاى مسوّله باشد و از امّاره خلاص باشد . و اما نفس لوّامه در شرارت از هر دو ادون است ، اين است كه خداى تعالى در قرآن به او قسم خورده . ( ( 2018 ) ) هى بيا با من بران اين خرس را * خرس را مگزين مهل تو جنس را ن 294 21 - ك 110 8
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء مؤمنون ، آيهء 108 . . ( 2 ) منبع يافت نشد . . ( 3 ) اقتباس از دعاى افتتاح . .