حاج ملا هادي السبزواري

267

شرح مثنوى

است . دل ناشكست : منسوب به سلطان ابو سعيد ابو الخير است كه : آزار دلى مجو كه ناگاه كنى كار دو جهان در سر آزار دلى ( ( 817 ) ) پس امام حىّ و قائم آن ولى است * خواه از نسل عمر خواه از على است ن 239 2 - ك 91 43 پس امام حىّ و قائم آن ولى است : از كلام چنين مستفاد مىگردد كه حضرت قائم را - سلام الله عليه - صنفى قائل است . و حق ، وجود شخصى است . چه ، وحدت و شخصيت به وجود حقيقى است . و به عبارت ديگر ، شخصيت به فاعل است . و در نهايات آنان كه يك قبله و يك دل و يك عقيده‌اند ، چون أنصاف اقطارند كه از يك مركز مبتدا و به همان منتهىاند . و شيئيت شىء به تماميت آن است . و وصول به تمامات به نحو تحولات است . و از اينجاست كه جمعى از حكما از مراتب نفس ، عقلِ فعّال را شمرده‌اند ، و در استكمالات اتحاد نفس ناطقه را به عقل فعال تجويز مىكنند . ( ( 818 ) ) مهدى و هادى ولى است اى راه جو * هم نهان و هم نشسته پيشِ رو ن 239 3 - ك 91 43 هم نهان : به حسب معنى لاهوتيش و لطيفهء خفويش . و هم نشسته : به حسب صورت ناسوتيش . ( ( 819 ) ) او چو نور است و خرد جبريل او * آن ولى گم از او قنديل او ن 239 4 - ك 91 44 او چو نور است و خرد جبريل او : يعنى او نور الله است كه در آيهء نور اشارت به او شده . گم از او : ( به ضم گاف فارسى ) ، يعنى فانى شده از او مقام لطيفهء قلبيه ، بلكه لطيفهء روحيه در لطيفهء خفويه و اخفويه . چه قنديل و زجاجه كه در آيهء شريفه است ، چون « كَوكَبٌ دُرّىٌ » ( 1 ) اشارت است به لطيفهء قلبيه . ( ( 820 ) ) آنك زين قنديل گم مشكاة ماست * نور را در مرتبت ترتيبهاست ن 239 5 - ك 91 44 مشكاة ماست : اضافهء بيانيه است . يعنى نفسيت ، بلكه طبعيّت ما ، كه مشكاة در آيهء مباركهء نور ، اشارت به آن است ، و نفسيت بايد گم شود در مقام لطيفهء قلبيه . و نفس و طبع مشكاة ماست ، يعنى مايى ما به اين است . نور را در مرتبت ترتيبهاست : نور او انسان كامل است . و يك ترتيب آن ، ترتيب لطايف سبع انسانى است . و ترتيب ديگر مقامات اوليا و انبياست در مراتب ترقيات و معارج الى الله كما قال الله تعالى : * ( تِلْكَ اَلرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ 2 : 253 ( 2 ) . و همچنين اولياء الله از نقبا و نجبا و افراد و

--> ( 1 ) - قرآن كريم ، سورهء نور ، آيهء 35 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء بقره ، آيهء 253 . .