حاج ملا هادي السبزواري
205
شرح مثنوى
( ( 3689 ) ) جهد كن تا صد گمان گردد نود * شب برو ور تو بخسبى شب رود ن 182 8 - ك 72 7 گردد نود : يعنى يك قبله و يك مقصود شود . مىتوان گفت كه ايهام دارد به مودت كه صيغهء نود در عربى از « ود » به معنى حب و عشق مشتق است ، ليكن معنى ظاهر اين است كه بكوش در تقليل خواطر كه « ما لا يُدرَك كُلُّه لا يُترَك كُلُّه » . ( ( 3690 ) ) در شب بد رنگ بس نيكى بود * آب حيوان جفت تاريكى بود ن 182 10 - ك 72 8 آب حيوان : آن چشمه كه گويند نهان در ظلمات است اندر دل شبها بجز از چشم ترى نيست ( ( 3700 ) ) نار شهوت را چه چاره نور دين * نور كم اطفاى نار الكافرين ن 182 19 - ك 72 13 نور كم : يعنى نور ايمان شما خاموش كنندهء آتش كافرين است . ( ( 3702 ) ) تا ز نار نفس چون نمرود تو * وارهد اين جسم همچون عود تو ن 182 21 - ك 72 14 عود : مطلق چوب ، چنان كه چوب خوشبويى است . نار پاكان را ندارد خود زيان كى ز خاشاكى شود دريا نهان ن ندارد - ك 72 14 نار پاكان را : اولًا پاكان همه روحند ، و جسمانى كجا و روحانى كجا ؟ اين النار و اشراق نور الانوار ؟ و ثانياً پاكان را نار شهوت و نار طبيعت و نار دنيا كه اسخن و اَلذعاند از نار عنصرى نتوانند بسوزانند بلكه بَرد و سلامند پس ضعيف چگونه بسوزاند ؟ هر كه ترياق خدايى را بخورد گر خورد زهرى مگويش كه بمرد ن ندارد - ك 72 15 ترياق : پاداش سموم . نار صحت چون فروزد در وجود بىزبان زو تن برد صد گونه سود ن ندارد - ك 72 19 نار صحتِ : صوريه حرارت عزيزيه ، و نار صحت معنويه در اطباى نفوس ، حرارت عشق و نار وادى قدس . ( ( 3708 ) ) در فتاد اندر بنا و خانه ها * تازد اندر پر مرغ و لانه ها ن 183 6 - ك 72 23 لانه : فارسى ، آشيانهء پرنده و خانهء چرنده . ( ( 3711 ) ) آتش از استيزه افزودى لهب * مىرسيد او را مدد از صنع رب ن 183 9 - ك 72 25 لهب : زبانهء آتش .