حاج ملا هادي السبزواري

194

شرح مثنوى

( ( 3500 ) ) گفت پيغمبر صباحى زيد را * كيف اصبحت اى صحابى با وفا ن 173 6 - ك 69 3 كيف اصبحت : اشارت است به حديث نبوى كه حضرت صلى الله عليه و آله و سلم به زيد فرمود : « كَيفَ أصبَحتَ » ؟ زيد عرض كرد : « اَصبَحتُ عَبداً مؤُمِناً حَقًّا » حضرت فرموده : « لِكُلِّ حَقٍّ حَقيقَةٌ ، فَما حَقيقَةُ إيمانِكَ ؟ » عرض كرد كلماتى كه مضمونش اين است كه مىبينم كه گويا قيامت قيام نموده و مىبينم بهشت را و دوزخ را و مىبينم اهل بهشت را در بهشت و اهل دوزخ را در دوزخ و مىبينم ميزان را و صراط را و همچنين ساير مواقف را . ( 1 ) ( ( 3503 ) ) تا ز روز و شب گذر كردم چنان * كه ز اسپر بگذرد نوك سنان ن 173 9 - ك 69 4 تا ز روز و شب : يعنى تا طىّ زمان شد از براى من . ( ( 3504 ) ) كه از آن سو جملهء ملت يكى است * صد هزاران سال و يك ساعت يكى است ن 173 10 - ك 69 5 جملهء ملت : يعنى كليّات ملل . ( ( 3505 ) ) هست ازل را و ابد را اتّحاد * عقل را ره نيست آن سوز افتقاد ن 173 11 - ك 69 5 هست ازل : يعنى آغاز و انجام يكى است . افتقاد : مفقود شدن و فناء فى الله . ( ( 3506 ) ) گفت از اين ره كو ره آوردى بيار * كو نشان يك رهى ز ان خوش ديار ن 173 12 - ك 69 6 ره آورد : ارمغان . ( ( 3512 ) ) پيش از اين هر چند جان پر عيب بود * در رحم بود و ز خلقان غيب بود ن 173 18 - ك 69 9 پيش از اين : پيش از موت طبيعى در اكثر خلق ، و پيش از موت اختيارى در اقلّ ، كه از آن جمله است اين زيد . ( ( 3513 ) ) الشقى من شقى فى بطن الام * من سمات الله يعرف كلهم ن 173 19 - ك 69 10 الشقى : اشارت است به حديث اَلشَّقِىُّ شَقىُّ فى بَطنِ اُمِّه وَالسَّعيدُ سَعيدٌ فى بَطنِ اُمِّه ( 2 ) و يك وجه بطن ام ، تن طبيعى است كه مولوى اشاره كرده . من سمات الله : از نشانه‌هاى خدايى كه انوار الله باشد ، شناخته مىشود حال ايشان .

--> ( 1 ) منبع يافت نشد . . ( 2 ) توحيد صدوق 365 .