حاج ملا هادي السبزواري
140
شرح مثنوى
( ( 2098 ) ) مثنوى در حجم گر بودى چو چرخ * در نگنجيدى در و زين نيم برخ ن 103 13 - ك 43 22 برخ : ( فارسى ) پارهء چيزى . و مراد آن است كه عالم صور صرفه بىانتهاست و همهء صور آن جا جمعند تزاحم دارند و مانند اين عالم نيست كه صور به تعاقب بيايند . پس مثنوى اگر به قدر چرخ باشد شرح بعضى از آن را بر نتابد . ( ( 2099 ) ) كان زمين و آسمان بس فراخ * كرد از تنگى دلم را شاخ شاخ ن 103 14 - ك 43 22 كان زمين : ظاهر « و آن زمين » باشد و مراد اين باشد كه آن عالم با آن وسعت در جنب وسعت دل تنگ است چنان كه با يزيد فرمود كه « لو أن العرش و ما حوا اجتمعت فى زاوية من زوايا قلب ابى يزيد لما احس به . » ( ( 2103 ) ) مول مولى مىزد آن جا جان او * در فضاى رحمت و احسان او ن 103 18 - ك 43 24 مول : فارسى ، تأخير و درنگ و امر به تأخير ، كه مول مول ، باش باش باشد . ( ( 2107 ) ) آن ندا كه اصل هر بانگ و نواست * خود ندا آن است و اين باقى صداست ن 104 2 - ك 43 27 آن ندا كه اصل هر بانگ و نواست : آن ندا توحيد است و حق توحيد توحيد حقيقت وجود است خود را كه « لا مَيزَ فى صِرفِ الوُجُود » ، * ( « شَهِدَ الله أَنَّه لا إِله إِلَّا هُوَ » 3 : 18 . ( 1 ) خود ندا آن است و اين باقى صدا است : تكلم صفت ذات است و اول كلمه كه شق كرد اسماع ممكنات را كلمهء كن است و او وجود منبسط است و نفس رحمانى است كه منشعب شد در بيست و هشت مقطع كه * ( « وَاَلْقَمَرَ قَدَّرْناه مَنازِلَ » 36 : 39 ( 2 ) و آنها عقل كل و نفس كل و افلاك نه گانه و عناصر اربعه و مواليد ثلاثه و مقولات اعراض نه گانه و عالم مثال است و وجود در اينها چون اصل است ندا است و ماهيات كه اعيان ثابته است چون اعتبارى است صداست ، چه صدا حكايت نداست كه از كوه و مانند آن بر مىگردد و همهء وجودات كلماتند . چه كلمه و كلام افصاح و اظهار از ضمير متكلم كنند و وجودات اظهار صفات حق كنند و اِعراب از ضمير مكنون و غيب مصون مىنمايند . ( ( 2109 ) ) خود چه جاى ترك و تاجيك است و زنگ * فهم كردست اين ندا را چوب و سنگ ن 104 4 - ك 43 28 فهم كردست اين ندا را چوب و سنگ : چون حق تعالى با همهء اشياء معيّت قيوميه دارد بالاتر مراتب از معيت نفس با بدن كه * ( « هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ » 57 : 4 ( 3 ) پس همه فهم و شعور دارند .
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء آل عمران ، آيهء 18 . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء يس ، آيهء 39 . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء حديد ، آيهء 4 .