حاج ملا هادي السبزواري
117
شرح مثنوى
شود قرآن پس گوش بدهيد و خاموش باشيد . ( ( 1628 ) ) ادخلوا الابيات من ابوابها * و اطلبوا الارزاق من اسبابها ن 80 18 - ك 34 33 ادخلوا الابيات من ابوابها : داخل شويد خانهها را از درهاشان . اشارت است به كريمهء * ( وَأْتُوا اَلْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها 2 : 189 . ( 1 ) و اطلبوا الارزاق من اسبابها : طلب كنيد روزىها را از اسباب آنها . ( ( 1630 ) ) مبدع است او تابع اسناد نى * مسند جمله و را اسناد نى ن 80 20 - ك 34 34 مسند : معتمد عليه همه . « ما به تو قايم چو تو قايم بذات » . و اشارت به اين هم دارد كه سلسله هايى كه به بزرگان منتهى مىشود ، بزرگان به يكى منتهى مىشوند . « متحد جانهاى شيران خداست » . و آن يكى اسناد به ديگرى ندارد . ( ( 1631 ) ) باقيان هم در حرف هم در مقال * تابع استاد و محتاج مثال ن 80 21 - ك 34 34 حرف : جمع حرفه ، يعنى كسب . مثال : يعنى همه از روى نمونه و دستورالعمل صانعند ، و حق تعالى مبدع است بىحاجت به مثال . چه همهء مثالها را او ابداع و اختراع فرموده . ( ( 1635 ) ) آدم از فردوس و از بالاى هفت * پاى ماچان از براى آز رفت ن 81 3 - ك 35 2 پاى ماچان : محل سياست و انتقام گرفته شده . پس ياء پاى به كسره باشد ، و به نظر حقير نيامده . و مىشود به سكون ياء ، كه تركيب اسم فاعل باشد يعنى به ارادهء پاى بوسى به جهت عذر رفت كه از كنايات باشد . و به وجهى خاك پاى شخص حضرت وجود است . ( ( 1636 ) ) گر ز پشت آدمى وز طلب او * در طلب مىباش هم در طلب او ن 81 4 - ك 35 3 طلب او : به وزن قرب ، جماعتى از مردم ، كه يك جا جمع باشند . يعنى در زمرهء آدم حقيقى باش . و با طلب ( به فتحتين ) جناس محرف دارد . ( ( 1637 ) ) ز آتش دل و آب ديده نقل ساز * بوستان از ابر و خورشيد است باز ن 81 5 - ك 35 4 باز : يعنى مفتوح . كنايه از آبادى و خرمى . ( ( 1639 ) ) گر تو اين انبان ز نان خالى كنى * پر ز گوهرهاى اجلالى كنى ن 81 7 - ك 35 5
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء بقره ، آيهء 189 .