حاج ملا هادي السبزواري
101
شرح مثنوى
يا به تأويلى به دو توهيم بود : يعنى حضرت آدم كه از شجره اكل نمود ، سببش اين بود كه نهى خلايى را پيش خود تأويل كرده بود كه حق تعالى نهى تنزيهى فرموده و توهيمى ، نه تحريمى . و اين اشارت به طريقهء حنابله است در باب عصمت انبيا كه صدور ذنب از ايشان بر سبيل خطاء در تأويل را جايز مىدانند . و توهيم : به گمان افتادن . ( ( 1267 ) ) حق چه سيما را معرف خوانده است * جسم عارف سوى سيما مانده است ن 62 20 - ك 28 6 حق چه سيما را معرف خوانده است : اشارت است به كريمهء * ( وَعَلَى اَلأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيماهُمْ 7 : 46 ( 1 ) يعنى بر اعراف كه يكى از مواقف قيامت است ، مردانى هستند كه مىشناسند هر كس را به سيماى او كه بهشتى است يا دوزخى . و بعضى تخصيص ندادهاند به قيامت . حسن و زجاج مىگويند بر معرفت اهل جنت و اهل نار مردان چنين هستند . و بعضى ديگر مىگويند : عرفايى در دنيا هستند چنين . و آيهء ديگر در اين مقام : * ( « سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ اَلسُّجُودِ » 48 : 29 . ( 2 ) ( ( 1268 ) ) رنگ و بو غماز آمد چون جرس * از فرس آگه كند بانگ فرس ن 62 21 - ك 28 6 غماز : اظهار كننده . ( ( 1270 ) ) گفت پيغمبر به تمييز كسان * مرء مخفى لدى طى اللسان ن 63 1 - ك 28 7 مرء مخفى لدى طى اللسان : اشارت است به حديث « اَلمَرءُ مَخبُوءٌ تَحتَ لِسانِه » ( 3 ) يعنى شخص پنهان است در زير زبانش ، كه زبان اِعراب و اِظهار مىكند آن چه را در ضمير است . ( ( 1282 ) ) اى بسا كُه زين بلاى مرده ريگ * گشته است اندر جهان او خرد و ريگ ن 63 13 - ك 28 13 اى بسا كُه : مخفف كوه . مرده ريگ : ميراث و مخلفهء صاحب مرده . ( ( 1283 ) ) اين هوا با روح آمد مقترن * چون قضا آيد شود زشت و عفن ن 63 14 - ك 28 14 با روح : به فتح راء . ( ( 1284 ) ) آب خوش كو روح را همشيره شد * در غديرى زرد و تلخ و تيره شد ن 63 15 - ك 28 14 روح را : به ضم راء . چه * ( « مِنَ اَلْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ » 21 : 30 ( 4 ) آب صورت حيات است .
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء اعراف ، آيهء 46 . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء فتح ، آيهء 29 . ( 3 ) عوالى اللآلي ، ج 1 ، ص 294 . ( 4 ) قرآن كريم ، سورهء انبياء ، آيهء 30 .