سعيد الدين سعيد فرغاني

46

مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي )

منشأ انحراف و تقويت موجب سلوك وعزم تام بر ادامهء سير كه اين عزم ركن دوم از اركان اربعه است . دو امر مهم باعث تقويت قصد وعزمند ، يكى اراده كه موجب استحكام عزم مىباشد و دوم أدب كه منشأ تقويت عزم است و همين أدب به وجود آورنده خوف است ، در صورت قبض وپديد آورندهء رجاست به صورت بسط و قهرا موجب حالتى متوسط بين اين دو مىگردد و در مقام استوارى عزم ، حجب لازم جهت خلقيت را ضعيف وموجبات جهل وتردّد را بىاثر نموده وسكون واستقرار و اطمينان قلبى خاص به سالك دست مىدهد و فعل اطلاقاتى حق را در مقام عين اليقين كه مرتبهء دوم از يقين است ، مشاهده نموده و از تكلَّفات لازم دليل وبرهان موجب علم اليقين خلاص مىشود ، چه آن كه علم اليقين كه مرتبهء اول از يقين است ، تعلق دارد به مقام اسلام وظهور تجليات صفاتى وطلوع تجليات ذاتى مخصوص مقام إحسان است وأنس و ذكر باطنى از لوازم قسم دوم از يقين و « ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ » اشارت به اين مقام است . روح بالغ به اين مقام ، از كليه قيود موجب انحراف خلاص مىشود وآثار وحدت وبساطت روح ، متميز از احكام نفس وكثرات لازم قوا وآلات تدبيرى ظاهر مىگردد و احكام هر يك از نفس و روح وسرّ متميزا از يك ديگر مشهود مىشود وسالك در اين مقام به مرتبهء قرب نوافل مىرسد و حق در اين موطن ، سمع وبصر عبد است . سالك بالغ به اين مقام وسيّار و اصل به اين مرتبه - يلقى عصا تسياره وينتهي مقاسات شدائد كربة غربته واستاره وتداركه الآثار الحبيّة ، فتنقله من مقام الكون والبون إلى حضرة الصون والعون - در اين حالت متحقق مىشود به حقيقت فقر كه ركن چهارم از اركان اصول به شمار مىرود ، سالك سيار در اين مقام ، از كليه احكام غيريت حقيقة خالى مىشود ، حتى از رؤيت وتوجه به اين خلوّ ونيز از نفى رؤيت آن معرّا مىگردد . چه آن كه اشتقاق آن لغة از « ارض قفرا » است - وهي التي لا نبات فيها ولا شيء اصلا ، فهي من المقلوب [ 1 ] - ولمّا كان نسبة الفاعلية إلى الروح - و - الروحانية اقوى ، لشدّة ارتباطها بالحضرة الوجوب بظهور احكام وحدتها فيها ونسبة الانفعال إلى النفس الانسانية الحيوانية ، اشدّ لقوة ارتباطها

--> [ 1 ] . اى الفاء بالقاف والقاف بالفاء وجعل كل منهما مكان الآخر .