سعيد الدين سعيد فرغاني
39
مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي )
مخاطب قرار مىدهند ، لهذا اين قبيل از نفوس از ناحيهء خطاب و اصل از باطن ، از خواب بيدار مىشوند [ 1 ] و از غفلت وتضييع وقت وقصور وتقصير خود شرمسار ومنفعل گرديده وگويند : « يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ في جَنْبِ الله » . اين قبيل از بيداران درك مىكنند كه سه امر مهمّ مقابل آنها قرار دارد و اگر لحظه اى از آن غفلت ورزند ، چه بسا به خسران عظيم مبتلا گردند . مرحلهء اول آن كه بايد از جائى كه قرار دارند شروع به حركت نموده ومقرّ احكام ، عادات وموطن سرگرمى به لوازم طبيعت ولذات فانى جسمانى را ترك نموده و از نواحى ملازمت به اوامر ونواهى كتاب وسنت در جميع حالات چه به حسب قول و چه به اعتبار عمل و فعل سر تسليم فرود آورند وآنى غفلت را جايز ندانند . اين امر به مقام اسلام تعلق دارد و اول مقام اسلام ملازمت به اوامر ونواهى شرع است . مرحلهء دوم بايد نفس به حسب باطن ، داخل در مقام غربت شود و از باب جدائى نفس از مقار احكام عادات به واسطهء كسب ملكات روحانيه و اخلاق ملكيه ، اين امر به مقام ايمان تعلق دارد . مرحلهء سوم تعلق به مقام إحسان دارد ، از اين باب كه نفس به حسب سرّ وجودى ، از ناحيهء فناى از احكام حجب قيود عارض بر روح به واسطهء تلبس نفس به احكام ، مراتب تنزلات وقبول قيود لازم ، احكام طبيعت ومواطن متنزله وتأثر از مراتب تنزلات وقبول تكثرات لازم تنزل و دخول در باب مشاهدهء جاذب به عين توحيد ، چه آن كه نفس از طريق فناى از كثرت اغيار به مقام مشاهده عين وحدت نايل شود . بايد توجه داشت كه إحسان داراى مراتب است چون
--> [ 1 ] . اشخاصى كه به خواب فرو رفته اند مختلفند ، برخى خود بيدار مىشوند بدون آن كه غير آنها را بيدار كند . برخى از ناحيهء انبيا واوليا ووعاظ وخطبا ووقايع بيدار مىشوند وبرخى از نفوس ، در خواب غفلت وسجن طبيعت چنان منغمرند كه به هيچ وسيله اى بيدار نمىشوند وتنبّه نمىپذيرند . اين جماعت كه مصدوقه « سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ » مىباشند ، از خطاب حق در قيامت و يا بعد از مرگ بيدار مىشوند و از نواحى عذاب منبعث از ذات خود بيدار مىگرددند . هر كه در خواب است بيداريش به مست غافل ، عين هشياريش به