سعيد الدين سعيد فرغاني
36
مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي )
است و كليه محققانى كه بعد از فرغانى اين قصيده را شرح كرده اند ، از او استفاده نموده اند ، چه آن كه در واقع اين شرح تقريرات درس خاتم العرفاء ، صدر الدين رومى قونوى است وصدر الدين ، مسلما از ابن فارض عميقتر ومحققتر و در عرفان نظرى به مراتب مسلطتر واستادتر است . دكتر حلمى از اين جهت كه محقق فرغانى ، قصيده را اول به فارسى و بعد به توصيه استاد به عربى شرح نموده ، او را بى تسلَّط به تحرير عربى دانسته و به جاى تعمق در اين اثر بىنظير متوجه نشده است كه اين شرح ، مأخذ ومرجع كليهء شارحان در طىّ قرون واعصار بوده واصولا كليه محققان در تحرير مباحث عرفانى از او استمداد نموده اند . بنا بر آن چه كه ذكر شد ، شارح عارف قصيده از ناحيهء سلوك خود در مقام انشاى قصيده ، خويش را در مقام تجلى وتوحيد فعلى ديده و از قسم اخلاق در اين قصيده عبور مىنمايد و بعد از طىّ مقامات اصول واركان ، وارد قسم أوديه واحوال گرديده و بعد از عبور از منازل احوال ، وارد در مدارج نهايات أطوار شده وشروع به سير در قسم ولايات مىنمايد وبالأخره داخل در باب تمكين مىشود [ 1 ] ، بحيث لا يتأثر عن التلوين ، و بعد از سير در مقام ولايات ، نوبت به سير در قسم حقايق مىرسد ، يعنى بعد از تحقق به جميع آن چه كه اسم كلى ظاهر بر آنها مشتمل است ، شروع در سير اسماى باطنه مىنمايد و اين همان شروع در سفر دوم از چهار سفر سلَّاك الى الله است كه سالك بعد از بيدارى وفراهم نمودن شرايط سير الى الله از مقامات كثرت به مقام وحدت سفر نموده و بعد از طى مراتب كثرت ، محو در وحدت مىشود و چون وجودش در مقام فناء ، وجودى حقانى شده و بعد از طى درجات حقايق ، عارف مستعد از براى دخول در حضرت جمع الجمع ومتصدى ورود در اقسام نهايات از معرفت وفنا وبقا الى آخر منازل تفريد وجمع وتوحيد مىشود وبالأخره به مقام « قابَ قَوْسَيْنِ » تشرّف حاصل مىنمايد ، كما ذكرناه قبلا ، وبيان نموديم كه مقام خاص حضرت ختمى مرتبت وكمّل از عترت وورثهء او مقام
--> [ 1 ] . حقير جهت اجتناب از تطويل ، از بيان تفصيلى مقامات ودرجات قبل از تجلى وتوحيد فعلى خوددارى نمود ، اگرچه لازم است كه مفصل از ابتداى منازل سلوك يعنى از يقظه تا مرتبه خاص توحيد فعلى بحث نمايد .