سعيد الدين سعيد فرغاني

11

مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي )

سال 1339 شمسى كه حقير در دانشگاه مشهد به شغل شريف معلمى اشتغال ورزيد ، مشاهده نمود كه اگر به تدريس تنها با وضع موجود در مدارس عاليه مملكت اكتفا نمايد ، آن چه را كه فرا گرفته است ، فراموش خواهد نمود . محيط چيزى كه مطالبه نمىكند تحقيق در مباحث علمى است و چه بسا اگر احساس شود كه كسى ممكن است از طريق تحمل زحمت توأم با استعداد ذاتى ، خودى نشان دهد ، او را دست به سر نمايند چون از اول تأسيس مدارس عاليه ، در امر تربيت معلم مستعد براى پيشرفت و ترقى علمى مسامحه شد ، وجماعتى راه به دانشگاه ها پيدا نمودند كه صلاحيت علمى درست نداشتند و با تجربه ثابت شده است كسى كه صلاحيت علمى ندارد ، براى حفظ خود صلاحيت اخلاقى را هم از دست مىدهد ، چون نزد اين جماعت نه ترجيح مرجوح بر راجح باطل يا قبيح است و نه تقديم مفضول بر فاضل وجاهل بر عالم ، واينان بايد فطرتا پيروان شيخ اشعرى به تمام معناى كلمه محسوب شوند و اصل ادعا نيز ميدان وسيعى در اين قبيل مراكز دارد . برخى كه در دوران تحصيل در مراكز علمى صحيح درس خوانده اند ، چون محيط بالطبع علم پسند نيست ، تدريجا با كتاب وداع مىكنند وجمعى نيز كه ذاتا علم دوستاند ، به مطالعات خود ادامه مىدهند [ 1 ] . نگارنده با صراحت مىگويم اگر روزى بنا شود ما محيط علمى ودانشگاهى صحيحى داشته باشيم ، بايد محيط را در درجه اول از سلطهء اشخاص كم سواد وفاقد معلومات لازم وكافى و در درجه دوم از مردم فاقد حيثيّت اخلاقى [ 2 ] ، خارج نمود . نالايقان ، مدارس عاليه را به نكبت وفلاكت مبتلا كرده اند . در حوزه هاى تعليماتى قديم - كه طلبه ودانشجو براى به دست آوردن مدرك علمى جهت

--> [ 1 ] . همين افراد قدرى آبروى مراكز علمى را حفظ مىكنند و موجب دلگرمى افراد نادر از دانشجويان مىباشند . در ايران ورود به دانشگاه صعب وخروج از آن بسيار آسان است . [ 2 ] . اخلاق را چه بسا بتوان اصلاح نمود ، ولى كم سوادى ناشى از كم استعدادى وتنبلى و عادت به بىكارى ، درد بىدرمان و مرض لاعلاج وملازم با انواع واقسام مصائب نازل بر محيط علمى مىباشد . جمعى به اتكاى مراكز قدرتهاى مسئول ، به دانشگاه راه پيدا نمودند كه اين خود حديث مفصلى دارد ولكه ننگى است قابل ثبت در تاريخ ايران .