المنسوب للإمام الصادق ( ع ) ( مترجم وشارح : مصطفوي )
444
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي )
[ ( شرح ) ] آرى پايهء حب منقطع شدن و منصرف بودن از غير محبوب ، و تزكيه و تنزيه اوست از هر گونه نقطه ضعف و نقص و عيب . و تا شخص محب به اين درجه از علاقه و توجه نرسيده است : در محبت خود صادق و خالص و پا برجا و ثابت نبوده ، و در معرض تزلزل و زوال قرار خواهد گرفت . و چنان كه گفتيم حب ارتباط شديدى است فيما بين طرفين ، و البته اين ارتباط و علاقه در جهان آخرت روشنتر و محكمتر و باصفاتر مىشود ، زيرا حجابها و موانع جسمانى دنيوى از ميان برداشته شده است . و محبت چون برقرار شود ، هيچ لذت و حلاوت و نعمتى با آن نتواند رقابت و مقابله كند ، مخصوصا كه حب الهى باشد . آرى انسان در مقابل محبت شديد به فردى يا امرى : حاضر است از تمام خوشيها و نعمتها حتى از مال و اولاد و عنوان بگذرد ، و همه و همه را در راه وصال او فدا كرده و از دست بدهد . هر آنكو خاطر مجموع و يار نازنين دارد ، سعادت همدم او گشت و دولت همنشين دارد حريم عشق را درگه بسى بالاتر از عقلست ، كسى آن آستان بوسد كه جان در آستين دارد سر و زر و دل و جانم فداى آن يارى ، كه حق صحبت مهر و وفا نگه دارد و اما حمد و ستايش : زيرا چون ايمان به مرتبهء يقين و اطمينان رسيده ، و در مقابل عظمت الهى خاضع و خاشع گشته ، و نفوذ و رحمت و سريان جود و فيض او را در تمام طبقات و همه حالات و به هر موجودى محيط و شامل ديد : قهرا به جز حمد الهى و ستايش او ، توجهى به هيچ امر يا سبب يا واسطه يا علل ظاهرى يا قدرتهاى ديگرى كه همه از او و با اوست ، نخواهد نمود . اينست كه : اهل بهشت در اثر معرفت و شهود صفات و اسماء جلاليه و جماليهء خداوند عزيز و جليل ، پيوسته مشغول حمد او خواهند بود ، و خود را در همهء حالات مشمول عنايات و ألطاف و رحمتها و فيوضات او خواهند ديد . من كه سر در نياورم به دو كون ، گردنم زير بار منت اوست تو و طوبى و ما و قامت يار ، فكر هر كس به قدر همت اوست ملكت عاشقى و گنج طرب ، هر چه دارم ز يمن همت اوست