المنسوب للإمام الصادق ( ع ) ( مترجم وشارح : مصطفوي )
410
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي )
اختلافاتى پيدا خواهد شد . سالك صراط روحانى از دو جهت بر خلاف سير مىكند : از جهت مقتضيات نفسانى و تمايلات مادى شخصى ، و از جهت تمايلات مادى ديگران و برنامهء زندگى دنيوى ساير مردم . در مرحلهء اول مىبايد از پيروى قواى شهوت ، غضب ، حرص ، طمع ، جهل ، غفلت ، خودپرستى ، خودنمايى ، خودخواهى ، هوسرانى ، اعمال سوء ، بدخواهى ، بدبينى ، و آنچه مربوط به امور نفسانى و دنيوى است : پرهيز كند . پس در مسير روحانى ، اول دشمن و مخالف و بدخواه آدمى از داخل خود او و نفس حيوانى اوست كه پيوسته او را به خواستههاى خود دعوت كرده ، و سخت با روش و برنامهء زندگى روحانى او مخالفت مىكند . آدمى به طبيعت خود مىخواهد شهوترانى كند ، اعمال زور و ظلم و تجاوز و هوسرانى نمايد ، و غوطه ور در خوابيدن و ساير التذاذات مادى بشود ، عنوان و شهرت و اسم و رسم پيدا كند ، مال و ملك و ثروت و قدرت ظاهرى داشته باشد ، پابند به حدود و قيود و احكام نباشد . پس مخالفت با اين تمايلات و سلوك به طريقتى كه خلاف اين برنامه هاست ، بسيار سخت و ناراحتكننده بوده ، و گذشتن از اين مراحل و عبور از اين منازل و عقبات ، ابتلاء و گرفتارى بزرگيست . در مرحلهء دوم : مىبايد خود را از اغلب طبقات مردم كنار كشيده ، و اگر مزاحمت و مخالفتى از آنها ديده شده تحمل كند ، و در سلوك راه معنوى خود تمام سعى و كمال استقامت را داشته ، و از تنهايى و يا از قلت همراهان نيانديشيده ، و از كثرت مخالفين و از سرزنش و ملامت مردم عادى و از دشمنى و عداوت افراد مادى وحشت نكرده ، و با تظاهر و جلوههاى زندگى دنيوى در برنامهء روحانى خود متزلزل و سست نشود . ابتلاءات و سختيها و ناراحتىهايى كه در اين مرحله پيش آمد مىكند : طبيعى و قهرى و روى قاعده و به اقتضاى جريان عادى است . و گاهى انجام دادن و عمل به وظيفه و دستور و حكم مخصوصى ، شخص سالك روحانى را به مخالفت و دشمنى و آزار مردم واداشته ، و ناراحتى كلى و اختلاف شديد و مجاهدت و مبارزت سختى را پيش مىآورد ، و اين رقم از ابتلاء اغلب براى انبياء الهى و پيشوايان روحانى كه جنبهء تبليغاتى و هدايت افراد را به عهده دارند ، پيش آمد مىكند ، و البته هر چه مأموريت عميقتر و وسيعتر باشد : محتاج به تحمل و استقامت و فعاليت بيشترى خواهد داشت ، اينست كه فرمود : نحن معاشر الأنبياء أشد الناس بلاء ثم الامثل پس معلوم شد كه ابتلاءات و تحمل بلا توأم با سلوك و از لوازم سير روحانى است ، و تا اين تحمل و استقامت و ايستادگى و صبر در ناملايمات نباشد : سالك مستوجب كرامات الهى و مقامات معنوى روحانى نخواهد شد . و باز معلوم شد كه : در نتيجهء كرامات و حصول مقامات ، تكاليف سخت و وظائف سنگينى متوجه خواهد شد كه انجام دادن آنها محتاج به مبارزتهاى شديد و استقامت محكم و طولانى خواهد بود - فاستقم كما امرت . ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست ، عاشقى شيوهء رندان بلاكش باشد