المنسوب للإمام الصادق ( ع ) ( مترجم وشارح : مصطفوي )

374

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي )

ولى آدمى روى غفلت و طول آمال آن را دور شمرده ، و از آن غافل مىشود . پس چه چيزى او را جسارت و جرأت داده است كه : با ضعف تن و عاجز بودن او و محدود بودن قواى او ، چگونه خود را نيرومند مىشمارد ! و در مرگست نجات پيدا كردن افراد با اخلاص كه : از گرفتاريها و مضيقهء جهان مادى و ظلمانى خلاص شده و به جهان نور وارد مىشوند . و در مقابل آنان ، براى افراد معصيت كار و مجرم به جز گرفتارى و عذاب و شدت ابتلا و رو به رو شدن به آثار سوء اعمال ، نتيجهء ديگرى نخواهد داشت . و روى همين لحاظ است كه افرادى كه در زندگى دنيا حسن عمل و اندوختهء كافى و تأمين آخرتى دارند ؛ اشتياق به مرگ پيدا مىكنند . و كسانى كه بارى از عصيان و ظلم و تعدى و غفلت و جهالت به دوش دارند ؛ پيوسته هر اسناك و مضطرب و خائف هستند ، و هرگز حاضر به انتقال از اين زندگى دنيوى به جهان ديگر نمىشوند . رسول اكرم ( ص ) فرمود : كسى كه دوست مىدارد ملاقات با خداوند متعال عزيز را ، خدا نيز لقاى او را دوست خواهد داشت . و چون كسى ملاقات با پروردگار را مكروه بدارد خدا هم لقاى او را مكروه خواهد داشت . [ ( شرح ) ] راه مادى و دنيوى جادهء بن بستى است ، و با رسيدن مرگ پايان مىگيرد ، اينست كه زندگى ظاهرى و دنيوى انسان هر چه در وسعت و نعمت باشد ، با توجه كردن به اينكه موقتى و بن بست و تا منزل مرگ ناگهانى است ، محدود و مضيق و گرفته خواهد شد . و هر گاه انسان در جريان تنگ عيش و ضيق زندگى و فشار امور معاشى قرار گيرد ؛ با توجه به مرگ و بن بست و محدود و موقت بودن اين زندگى ، دلش آرام گرفته و حالت وسع و خوشى براى او روى خواهد آورد . مخصوصا اگر مسير زندگى او در جادهء حقيقت و روحانيت و آخرت باشد . در اين صورت متوجه است كه كوچكترين قدم و عمل او در پيشگاه حق تعالى محفوظ و منظور گشته ، و جريان امر او به سعادت و خوشى و وسعت كامل منتهى خواهد شد . و در اين صورت معلوم است كه فرا رسيدن مرگ براى او بشارتى است به وصول به محيط سرور و خوشى ، و نعمتهاى بهشتى و رحمتهاى الهى او را استقبال كرده ، و در منزل