المنسوب للإمام الصادق ( ع ) ( مترجم وشارح : مصطفوي )

362

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي )

خويهاى ناپسند ، تيره و تاريك و آلوده ساخت ، خداوند ظاهر او را نيز چون باطنش آلوده و گرفته نموده ، و در ميان مردم عزت و احترام و بزرگى و عنوان و شخصيت واقعى پيدا نخواهد كرد . و بزرگترين فساد باطنى انسان : در مورديست كه راضى باشد به غفلت پيدا كردن از پروردگار متعال ، و منشأ اين فساد از پيدايش طول امل و حرص و تكبر خواهد بود ، چنان كه خداوند متعال از جريان امر قارون خبر مىدهد - كه در روى زمين فساد را طلب مكن زيرا خداوند فسادكنندگان را دوست نمىدارد . و اين صفات از خصلتهاى قارون و از خصوصيات ممتازهء او بود ، و روى اين خصوصيات سلوك و زندگى مىكرد . و ريشهء همهء آنها محبت دنيا و دلبستگى به آن و جمع آورى و به دست آوردن آن و پيروى كردن از نفس و تمايلات نفسانى و بر پا داشتن شهوات و دوست داشتن نام بلند و ذكر نيكو و موافقت شيطان و پيروى او مىباشد . و همهء اين صفات و رذائل جمع مىشوند به تناسب غفلت از خداوند متعال و به سبب فراموش كردن احسانها و نعمتهاى او . [ ( شرح ) ] يكى از شرائط لازم در جريان توبه بر طرف كردن و از بين بردن فساد است ، خواه در اعمال باشد يا در صفات يا در اعتقادات . و بايد متوجه شد كه : هر گونه فساد و نقصى در كردار و گفتار ظاهرى جلوه و ظهورى است از خصوصيات آنچه در باطن است . پس آنچه در مرتبهء اول لازمست : تزكيهء باطن و تهذيب نفس و اصلاح نيت و سرير است ، و كسى كه باطن خود را اصلاح و تطهير نموده و قلب خود را با خدا مرتبط كرد ، ظواهر امور او با تأييد و توفيق الهى درست و سالم و مورد توجه قرار خواهد گرفت . و معلوم مىشود كه مبدء و منشأ هر گونه فساد ظاهرى و باطنى ، قطع ارتباط و منفصل شدن از پروردگار متعال است ، چنان كه ريشهء تمام انواع صلاح و خير ، مرتبط بودن و رفع حجب و موانع است . و به عبارت واضحتر ، چون قلب انسان در اثر درازى آرزو و سستى در عمل به وظيفه و سير روحانى ، و سپس رغبت و حريض بودن به زندگى دنيوى ، و در آخر خود بينى و خود خواهى ، از مراحل روحانى باز مانده ، و بتدريج ارتباط خود را از پروردگار متعال قطع كرده ، و زندگى خود را با غفلت از خداوند متعال ادامه داد : هر گونه شر و فساد و صفات رذيله و أعمال قبيحه از او نمودار