مسجد انگجي تبريز
36
مقالات وگفتارها ( فارسي )
پسر خطاب از أمير المؤمنين ( عليه السلام ) از حال مهدى مىپرسد ، وعبد الملك از زهرى ، ومنصور از سيف چنانچه بيايد . پس اين اختصاص به اين اسم راهى نباشد جز بودن آن از اسرار مكنونه وخصايص إلهية ، مثل بودن أمير المؤمنين از خصايص جد بزرگوارش . بعضي احتمال دادند كه شايد سبب حرمت آن باشد كه عوام به شنيدن آن معتقد أهل كتاب شوند كه مىگويند ، پيغمبر آخر الزمان بعد از اين ظاهر خواهد شد . واما آنچه دلالت بر جواز مىكند پس چند خبر است كه به حسب سند يا متن ضعفند . مثل خبري كه در لقب سيد گذشت كه كنيز خيزرانى گفت كه : نرجس خواتون در حيات امام حسن ( عليه السلام ) وفات كرد وبر سر قبر أو لوحى بود كه در آن نوشته بود " هذا قبر أم محمد " اين قبر مادر م ح م د است . واين خبر علاوة ، بر ضعف سند ومجهول بودن راوي ، ومعلوم نبودن نويسنده ودلالت نكردن نوشتن بر جواز گفتن ، معارض است با چند خبر كه بعضي بيايد در باب ششم كه نرجس خواتون بعد از وفات آن حضرت حيات داشت واحتمال مىرود كه " أم محمد " كنيه نرجس خواتون باشد پس دلالتى بر مدعى نخواهد كرد ، ودر خبر همين كنيزك است كه اسم مادر آن حضرت صيقل بود ، ودر " كمال الدين " صدوق مروى است كه صيقل در وقت وفات حضرت عسكرى حاضر بوده وأو آب را با مصطكى جوش داد وخدمت آن جناب آورد وبعد از نماز صبح ونياشاميده وفات كرد . ومثل خبر لوح ، آن اگر چه در نهايت اعتبار است ولكن در متن آن ، اختلاف بسيار است ودر بسيارى از آن به لقب وكنيه ذكر شده اگر كسى بخواهد به جلد نهم بحار مراجعه كند كه بيشتر آنها را ضبط كرده وعلاوة ، ذكر در آن لوح كه از اسرار مخزونه است وجز جابر كسى أو را نديد ، دلالت بر جواز گفتن نمىكند ، وبه طريقي كه صدوق روايت كردند اسم مذكور است ، ولكن