مسجد انگجي تبريز

302

مقالات وگفتارها ( فارسي )

تسميه علم ياد شده به كلام از شارح مقاصد گفته آيد . بدان كه علماى أوائل بنا بر فرموده خداوند سبحان كه : " وكلم الله موسى تكليما " ومانند آن در قرآن ، حق تعالى را متكلم وقرآن را كلام الله دانسته اند . پس از آن به عنوان اجلال وتعظيم قرآن گفته اند كه قرآن قديم است ، واشاعره از آنان پيروى كرده اند تا سخن به جائى رسيد كه فتوى داده اند اگر كسى قائل به خلق قرآن يعنى به حدوث آن باشد بدعت در دين آورده است ، نه بلكه كافر شده است . وپس از آن كه اشاعره مواجه با اعتراضات علمي بسيار شده اند به كلام نفسي وكلام لفظي تمسك جسته اند كه كلام الله نفسي ولفظي است ، وقرآن كلام الله قديم به معنى أول است ، وقرآن مكتوب كلام الله مخلوق وحادث به معنى دوم است ودال بر كلام نفسي است . وكلام نفسي را قسيم علم مىدانند . شارح مقاصد گويد : أبو حنيفة وأبو يوسف شش ماه در ثبوت كلام نفسي وقرآن بودن آن مناظره كرده اند ، وبالآخرة رأيشان بر اين استقرار يافت كه هر كس قائل به خلق قرآن يعنى حدوث آن بوده باشد كافر است . وملا على قوشچى در شرح تجريد گفته است كه حنابله چنان در قول به قدم قرآن مبالغه كرده اند كه حتى بعضي از آنان گفته است جلد وغلاف قرآن هم قديم است تا چه رسد به خود مصحف . فخر رازي كه خود اشعرى است در محصل اصرار دارد كه كلام الله تعالى قديم است ، ودر اثبات كلام نفسي به قول أخطل شاعر نصراني تمسك جسته است : إن الكلام لفى الفؤاد وإنما * جعل اللسان على الفؤاد دليلا خواجة طوسي در نقد المحصل در رد بر فخر گفته است : استدلال بدين بيت ركيك است ، واقتضاى آن اين است كه لآل متكلم باشد زيرا كه بدين صفت است كه أخطل گفته است . ونيز خواجة در نقد گفته است كه مسأله قدم كلام مبتنى بر همين بيت