مسجد انگجي تبريز

253

مقالات وگفتارها ( فارسي )

بفرمايد كه هر كه بميرد واين زمامداران ظالم وخونخوار فاسق يا كافر را كه بعنوان رئيس وپادشاه بر كشورهاى اسلامى مسلط شده اند ، نشناسد واز آنها أطاعت وپيروى نكند ، مرده اش مانند مرده أهل جاهليت است . پس حديث دلالت مىكند كه در هر زمان بايد امام وپيشوائى از جانب خدا باشد تا مردم را به دين پروردگار بخواند واين جز با عقيدة شيعه راست نيايد . مىگويند زماني ، محقق دوانى درس حديث مىگفت : چون به حديث مزبور رسيد از شاگردش خود پرسيد : شما درباره اين حديث چه مىگوئيد ؟ شيعه را گمان بر اين است ، مراد از امام ، در زمان ما حضرت مهدى ( عليه السلام ) است ، آيا مراد اين است يا نه ؟ شاگردان گفتند : نه ، مراد پادشاه وقت است . محقق گفت : پادشاه اين زمان ، شاه إسماعيل صفوى است . بنابراين بر ما واجب است كه از أو پيروى كنيم وبه سخنانش گوش فرا دهيم وعمل نمائيم . در اين صورت به مقتضاى اين حديث بايد از مذهب أهل سنت خارج شده وبه مذهب شيعه داخل شويم . شاگردان از جواب عاجز ماندند ونتوانستند چيزى بگويند . گويا محقق دوانى خواسته است با طرح اين سؤال به آنها بفهماند كه آنچه أهل سنت آن را مىگويند اشتباه است بلكه حق آن است كه شيعه بر آن رفته اند . وأو در أوائل امر بر مذهب أهل سنت بود ، بعد به مذهب اماميه گرويد وكتابي را هم به اسم " نور الهداية " نوشت ودر آن به تشيع خودش صريحا اقرار كرده است .