مسجد انگجي تبريز

130

مقالات وگفتارها ( فارسي )

حاصل شود آنچه لطف است درباره مكلفين پس چرا خداى تعالى دفع ظلم واذيت از أو ننمود كه محتاج به غيبت شود ؟ جواب : جواب از اين شبهه نيز داراى وجوهى است : وجه أول : آنكه فرق است در ميان نبي ووصى نبي چه آنكه نبي مبلغ ومشرع احكام است وممكن است كه گفته شود كه لطف واجب درباره مكلفين منوط به تبليغ وتشريع تكاليف است وبدون آن حجت إلهية بر خلق تمام نخواهد شد پس ما دامى كه تبليغ شريعت ننموده باشد بر خدا لازم است دفع ظلم ظالمين ومنع ايشان از قتل أو به خلاف وصى نبي كه غرض از نصب أو مجرد حفظ تكاليف إلهية است كه اگر عباد الله رجوع با ونمايند أو حافظ ايشان شود پس از بيان وتبليغ نبي وتماميت حجت بر ايشان از جهت تشريح احكام حال وصى حال نبي خواهد بود . بعد از تشريح وتبليغ احكام كه اگر أمت بخواهند تضييع آن احكام نمايند وگوش به سخنان أو ندهند وطغيان وتمرد ورزند در نافرمانى أو وأو را اذيت نمايند از ضرب وشتم وقتل در اين صورت لازم نخواهد بود حفظ آن نبي بالقهر والغلبة ، بسا باشد كه تحمل مشاق وضرر بر نفس از ضرب وشتم قتل موجب مضاعف شدن اجر وثواب است وسبب تقريب اوست به سوى خدا ونيل ايشان است به سعادت شهادت واز اين جهت بود كه كثيرى از أنبياء به جهت ظلم ظالمين مانند أئمة فائز شدند به درجه رفيعه شهادت ، پس واضح شد فرق بين نبي ووصى نبي قبل از تبليغ وتشريح احكام نه بعد از تبليغ واگر فرض شود امر شريعت به قسمي از بين برداشته شود كه حال مردم در محو شدن آثار شريعت در ميان ايشان مانند حال ايشان قبل از تبليغ وقبل از بعثت نبي كه عهد جاهليت بتمامه عود نمايد مىگوئيم در اين صورت بر خدا لازم است دفع ومنع نمايد ظلم ظالمين را از امام وخليفه ووجود مبارك أو را ظاهر سازد وأعوان وأنصار أو را تقويت نمايد تا اقامه نمايد با عباء خلافت وامامت وحدود إلهية و