مسجد انگجي تبريز
120
مقالات وگفتارها ( فارسي )
فرموده اند به آنكه امام ورئيس منصوب من الله أصل وجود أو لطف است وتصرف أو وبسط يد أو ( عليه السلام ) لطف ديگر است كه منع آن مستند به تقصير مكلفين است . وقال السيد ( قده ) : وجوده لطف وتصرفه لطف آخر وعدمه منا . واگر مكلفين ازاله مانع نمايند منتفع مىشوند از آن رئيس منصوب من الله تعالى وچون أو را از تصرف منع نمودند وتمكينش ندادند پس خودشان سبب انقطاع لطف از خود گرديدند . وشيخ طوسي نيز جواب شبهه را به طريق سيد ( قده ) فرموده اند . پس حق جواب از شبهه مخالفين آنكه لطف به معنى مذكور از شرايط تكليف نخواهد بود بلكه تقريب إلى الطاعة وتبعيد عن المعاصي نظير امر به معروف ونهى از منكر مشروط به عدم مفسده است از اضرار به نفس وعرض از قتل نبي ووصى يا القاء مؤمنين در مهلكه نحو آن واز اين جهت بود كه أنبياء ( عليهم السلام ) نيز در كثيرى از أوقات ممنوع از ارشاد بودند بلكه ممنوع بودند از بيان معارف ودعوت خلايق به سوى معرفة الله از جهت حبس وتهديد وضرب وشتم ولهذا ساقط نخواهد شد از خلق وجوب تحصيل معرفة الله . اگر كسى سبب شود از براي حبس نبي وقتل أو واجب است بر همه ايشان همه تكاليف أصولا وفروعا وحال آنكه امام ( عليه السلام ) بالاتر از حال رسول نخواهد بود . شبهه سوم : شبهه ثالثه مخالفين لزوم لغويت وجود امام ( عليه السلام ) است در حال غيبت العياذ بالله چه آنكه فوايد وجوديه أو بالمرة مسلوب است وثمرات وجوديه أو انتفاع خلق است از أو از أوامر ونواهى وتقريب خلق به سوى طاعات وتبعيد آنها از معاصي واغاثه مظلومين ، واجراء حدود واحقاق حقوق وبيان احكام وحفظ وضبط آن ودر حال غيبت أو فرقى نخواهد بود بين وجود و