الملا فتح الله الكاشاني
33
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
سوختن او ( 1 ) ، رصد صفت شهاب است بمعنى راصد ، و ميتواند بود كه اسم جمع باشد اى ذوى شهاب راصدين بالرجم يعنى يابد فرشتگانى را كه خداوند آتش ريزانند و نگهبانان از صعود او ، و از بلخى و زهرى نقل است كه شهب پيش از زمان حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم بودند و ليكن مانع جن نبودند و چون آن حضرت مبعوث شد بيشتر گشتند و مانع صعود ايشان شدند ، و بعضى گفتهاند كه شهب در زمان حضرت پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم حادث شدند و قبل از آن نبودند و بنا بر اين از جملهء معجزات حضرت نبوى صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم خواهد بود و قول اول اصح است ( 2 ) و مؤيد اين است اينكه زهرى از على بن الحسين صلوات اللَّه عليهما نقل كرده كه ابن عباس گفت كه ما نزد رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم نشسته بوديم و جماعتى از انصار نزد آن حضرت حاضر بودند ستاره اى از آسمان ريزان شد حضرت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم بايشان گفت در زمان جاهليت كه اين حادث مىشد چه مىگفتند گفتند كه ميگفتند كه مردى عظيم الشأن بميرد يا متولد شود : ( 10 ) - * ( وَأَنَّا لا نَدْرِي ) * بدرستى كه ما نميدانيم * ( أَ شَرٌّ أُرِيدَ ) * آيا بدى خواسته شده است از حراست آسمان و باز داشتن ما از استماع قول فرشتگان * ( بِمَنْ فِي الأَرْضِ ) * به كسانى كه در زمين انداز آدميان * ( أَمْ أَرادَ بِهِمْ ) * يا خواسته است براى ايشان * ( رَبُّهُمْ ) * پروردگار ايشان * ( رَشَداً ) * خيرى و صلاحى يعني در وقت حدوث اين علامات كه كثرت رجم است و منع استراق گفتيم كه اين نيست مگر براى امرى عظيم كه حق سبحانه اراده آن فرموده باهل زمين از عذاب و نقمت يا لطف
--> ( 1 ) اين آيه شريفه دلالت دارد بر آنكه پاسبانان كه فرشتگانند بوسيلهء ستارگان آتشين ، جن و شياطين را رانده و دور ميكردند و اينان را بطور كلى از استراق سمع منع مينمودند و اما سوختن اينان پس از آيه شريفه مستفاد نميشود بلكه مدلول بعضى احاديث و رواياتست و جمعى از مفسرين بر آنند كه قبل از مبعث نيز فرشتگان با اين شهابها كه ساليان دراز وجود داشتند شياطين را رجم مينمودند ولى نه بدين شدت و كيفيت بلكه شياطين در اطراف آسمان مقاعدى را براى خود اختيار كرده بودند كه خالى از پاسبانها و شهابها بود و در آن مقاعد حاضر گشته سخنان فرشتگان را استماع ميكردند و اما بعد از مبعث حضرت ختمى مرتبت صلَّى اللَّه عليه و آله پس تمام اطراف و جوانب آسمان پر شد از فرشتگان و حارسان توانا و ستارگان آتش فشان و جميع نقاط آسمان را نگهبانى ميكردند و جنيان را از نزديك شدن به آسمان و استماع اقوال فرشتگان منع و رجم مينمودند چنانچه آيه شريفه * ( فَوَجَدْناها مُلِئَتْ حَرَساً شَدِيداً وَشُهُباً ) * و آيه انا كنا نقعد مقاعد للسمع الايه اشعار بدين معنى دارد . ( 2 ) چنان كه قبلا اشاره كرديم ، شياطين كه نوعى از جن و متمحض در شر و بدى هستند قبل از مبعث نشستن گاه هايى در آسمان براى خود اختيار كرده و در آن مقاعد نشسته اقوال فرشتگان را استماع ميكردند و حوادث و وقايع جهان را كم و بيش فرا گرفته از براى كاهنان نقل مينمودند و اينان بمردم خبر ميدادند ولى بعد از ظهور كوكبهء احمدى و بعثت محمدى صلَّى اللَّه عليه و آله از حضور در هر نقطه اى از نقاط آسمان جدا و اكيدا ممنوع گشتند و حارسان الهى اينان را با شهابها رانده و مطرود مينمودند و پوشيده نماند كه اين ممنوعيت و مطروديت بطورى كه ذكر شد بعد از مبعث آن حضرت مسلم و يقينى و مستفاد از نصوص و ظواهر قرآن و رواياتست و اما مواقف اين فرشتگان و كيفيت پاسبانى آنان و چگونگى رجم و راندن ايشان شياطين را با شهب و ستارگان و وجه تأثير آنها در شياطين و جنيان و امثال ذلك پس قرآن و روايات معتبره بطور صريح و روشن در اين باره بيانى ندارد و آنچه بعضى از نويسندگان راجع بدين امور نامبرده نوشتهاند دليل محكمى از قرآن و احاديث معتبره بر اثبات آن در دست ندارند و بايد دانست كه ما را بمعرفت اين تفاصيل و غور در آنها مكلف نكردهاند و اللَّه العالم بحقايق الامور .