الملا فتح الله الكاشاني

29

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

قوم خود آمدند و ايشان را بر ايمان ترغيب كردند ، و حق سبحانه در اين سوره از آن خبر مىدهد كه : ( 1 ) - * ( قُلْ ) * بگو اى محمّد بامت خود * ( أُوحِيَ إِلَيَّ ) * وحى كرده شد به من * ( أَنَّه اسْتَمَعَ ) * آنكه شنيدند قرآن را در بطن نخله * ( نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ ) * گروهى از جنيان كه از ده كمتر و از سه بيشتر بودند و جن از اجسام عاقله لطيفهء شفافه‌اند كه ناريت و هوائيت بر ايشان غالبست و از شأن ايشان هست كه متشكل شوند باشكال مختلفه ، و گويند كه ايشان نوعى از ارواح مجرده‌اند ( 1 ) و بعضى گفته‌اند كه نفوس بشريه‌اند كه مفارقت از ابدان خود كرده‌اند و در اين آيه دليلست بر آنكه حضرت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ايشان را نديد و بر ايشان قرآن نخواند بلكه اتفاقا در بعضى اوقات قرائت او حاضر شدند و استماع كردند * ( فَقالُوا ) * پس گفتند چون كه بميان قوم خود رفتند كه اى قوم * ( إِنَّا سَمِعْنا ) * بدرستى كه ما شنيديم * ( قُرْآناً عَجَباً ) * كتابى شگفت ( عجب ) مصدر است و به جهت مبالغه موصوف به واقع شده يعنى كلامى عجيب و بديع كه مباين كلام مردمان است در حسن نظم و دقت معنى و كسى انشاى مثل آن نديده و بر آن قدرت ندارد . ( 2 ) - * ( يَهْدِي ) * راه نمايد بندگان را * ( إِلَى الرُّشْدِ ) * براستى و صواب دين و دنيا * ( فَآمَنَّا بِه ) * پس بگرويديم ما به آن و چون ايمان به قرآن ايمانست به خدا و وحدانيت او و برائت از شرك از اين جهت بعد از اين گفتند كه * ( وَلَنْ نُشْرِكَ ) * و هرگز شرك نياريم و انباز نگريم * ( بِرَبِّنا ) * به پروردگار خود * ( أَحَداً ) * يكى را از اصنام و ابالسه و غير آن چنان كه پيش از اين شرك مىآورديم

--> ( 1 ) عقايد و آراء بشرى راجع بحقيقت و ماهيت جن و وجود آن مختلفست مشركين عرب معتقد بودند كه براى جنيان سلطنت مطلقه است بر همه موجودات زمينى و اينان عالمند به تمام مغيبات جهان و گروهى از آنان جن را عبادت كرده و ميگفتند حقتعالى با اينان ازدواج نموده * ( وَجَعَلُوا بَيْنَه وَبَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً ) * و ملائكه از زنان جنيه بوجود آمده و دختران خدا هستند و جمع كثيرى از فلاسفه و حكماء قديما و جديدا رأسا وجود جن را انكار نموده‌اند و گروهى از آنان معتقد بوجود جن و شياطين هستند ولى گويند اينان ارواح مجرده‌اند و گروهى ديگر بر آنند كه اينان نفوس بشريه‌اند كه از ابدان خود مفارقت كرده‌اند و گروهى از مردم امروزى اينان را ميكربهاى موذيه و مضره پنداشته‌اند و بعضى از اين گروه كه خود را منتحل بدين و مذهب ميدانند آيات و روايات مربوطه بجن و شياطين را بر طبق اوهام باطلهء خود تأويل كرده و مخالف نصوص و ظواهر قرآن و روايات كثيره درباره جن و شياطين سخنان ناصوابى گفته‌اند بارى همهء اين عقايد و آراء از طريق حق و صواب بيرون است و جنبهء افراط و غلو و يا تفريط و تقصير پيدا كرده است و عقيده حقه مستقيمه آنست كه از شرايع حقه عالم و فرمايشات انبياء و مرسلين و ائمه طاهرين سلام اللَّه عليهم اجمعين بدست ميآيد و قرآن كريم در اين سوره مباركه و هم در سور ديگر راجع بوجود و ماده خلقت آنها و اوصاف و خصائص و آثار و افعال اين مخلوق نهانى بنيكوترين وجهى بيان فرموده و ما بايد به آنچه از قرآن و روايات معتبره مستفاد ميگردد مؤمن و معتقد باشيم و پاره اى از تفاصيل و خصوصياتى كه از قرآن و فرمايشات خاندان نبوت معلوم نميشود و از اوهام و خرافات عوام بشمار ميآيد و ما را مكلف بمعرفت آنها نكرده‌اند بر كنار نهاده و غور در آنها ننمائيم