الملا فتح الله الكاشاني
84
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
داد ببرادر خود تا حامل وزر او شود و قطع تصدق نموده امساك را شعار خود ساخت * ( أَ عِنْدَه ) * آيا نزديك او است * ( عِلْمُ الْغَيْبِ ) * دانش چيزهاى پوشيده * ( فَهُوَ يَرى ) * پس او ميداند كه صاحب او آنچه مىگويد از تحمل اوزار صادقست و آن وزر را از او بر خواهد داشت ايراد همزه استفهام بجهة انكار است يعنى علم بمغيبات ندارد تا صدق صاحب خود را در اين باب معلوم كند و از اين قبيل است قوله * ( أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ ) * آيا خبر كرده نشده است * ( بِما فِي صُحُفِ مُوسى ) * به آنچه در صحيفه هاى موسى است يعنى تورية * ( وَإِبْراهِيمَ ) * و آنچه در صحف ابراهيم است * ( الَّذِي وَفَّى ) * آن ابراهيم كه نيك وفا كرد يعنى ادا نمود بر وجه اتم آنچه بر آن مامور بود از احكام الهيه كه آن تبليغ رسالت بوده و مستقل شد با عباى نبوت و غير آن از امور شرعيه يا مبالغه نمود در وفا كردن به آنچه او سبحانه به او عهد فرموده بود و او را به آن ممتحن ساخته و تخصيص توفيه به او به جهت آنست كه او متحمل چيزى شد كه غير او متحمل آن نشدندى چون تسليم كردن نفس به او سبحانه در وقت القاء او به آتش نمرود و صبر كردن وى بر آن بر وجهى كه در آن وقت جبرئيل و ميكائيل و ملك صحاب و رياح بوى ملاقات كردند و گفتند كه أ لك حاجة آيا ترا حاجتى هست فرمود كه اما اليكم فلا حاجت دارم اما بشما ندارم و مانند شكيبايى وى در ذبح ولد در راه او سبحانه و بطلب ضيف رفتن در هر روز مقدار يك فرسخ و او را به اكرام تمام بمهمانخانه آوردن و بنفس نفيس خود به خدمت او قيام نمودن و در روز فقد ضيف به روزه رفتن و اطلاق توفيه بجهة آنست كه تا شامل جميع وفا باشد و لهذا از حسن منقولست كه ما امر اللَّه بشيء الا وفى به يعنى به هيچ چيز او سبحانه امر نكرد او را الا كه به آن وفا نمود از حضرت رسالت ( ص ) مرويست كه الا اخبركم لم سمى اللَّه خليله بالذى وفى قالوا بلى يا رسول اللَّه قال لانه كان يقول اذا اصبح و امسى فَسُبْحانَ اللَّه حِينَ تُمْسُونَ ) * الا قوله وَحِينَ تُظْهِرُونَ يعنى آيا شما را خبر دهم كه چرا حق سبحانه را تسميه فرمود بالذى وفى گفتند بلى يا رسول اللَّه فرمود كه زيرا كه در صبح و شام ميگفت كه فَسُبْحانَ اللَّه حِينَ تُمْسُونَ تا بقوله وَحِينَ تُظْهِرُونَ و گفتهاند كه توفيه آن بود كه وفا نمود بسى خير ده در سورة التوبة كه آن التَّائِبُونَ است تا آخر و ده در احزاب كه آن إِنَّ الْمُسْلِمِينَ است تا آخر و ده در سورة المؤمن است و آن قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ است تا آخر و از عطا منقولست كه مراد وفا كردنست باركان اسلام كقوله تعالى وَإِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّه بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ ابو بكر وراق گفته مراد مضمون أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ است در جواب امر حق سبحانه به او كه اسلم و تقديم موسى بذكر بسبب آنست كه صحف وى اكثر و اشهر است نزد اهل كتاب حاصل معنى آنكه آيا وليد يا عثمان خبر دادند به آنچه در صحف ابراهيم و موسى است پس بيان ما فى الصحف