الملا فتح الله الكاشاني

71

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

نبود معلق بر هوا بايستاد حق سبحانه به او وحى كرد و نزد بعضى ديگر ضمير دَنا فَتَدَلَّى راجع به پيغمبر است و ضمير كان راجع بقرب ميان پيغمبر و حق سبحانه و ضمير فَأَوْحى إِلى عَبْدِه ما أَوْحى راجع به او سبحانه يعنى در شب معراج حضرت رسالت نزديك شد بجناب احديت از ساق عرش و مقرب درگاه الوهيت گشت بمكانت و منزلت نه به منزل و مكان پس متدلى شد يعنى فروتنى كرد و سر فرود آورد براى اداى سجدهء عبوديت و شكر نعمت قربت تا بموجب لَئِنْ شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ سبب زيادتى قرب شود كه اقرب ما يكون العبد من ربه ان يكون ساجدا پس قرب ميان پيغمبر و حضرت عزت مقدار دو كمان بود بلكه كمتر از آن و اين كنايت است از تأكيد قربيت و تقرير شدت محبت و بواسطهء تقريب افهام در صورت اين تمثال مؤدى شده چه عادت عظماى عرب اين بود كه چون در تأكيد عهدى و توثيق عقدى خواستندى كه نقضى بدان راه نيابد هر يك از متعاقدان كمان خود را حاضر ساخته با يكديگر انضمام دادندى و بيكبار هر دو قبضه را گرفته كشيدندى و باتفاق يكديگر تيرى از آن انداختندى پس اين صورت از ايشان اشاره بدانمعنى بودى كه موافقت كلى ميان ما تحقق پذيرفت و مصادقت اصلَّى بر وجهى تمهيد يافت كه بعد از اين رضا و سخط يكى از ما عين رضا و سخط از ديگرى باشد فحينئذ در اين آيه با عنايت اشارتست به اينكه محبت قربيت پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم به او سبحانه بمثابهء و متانه تاكد يافته كه مقبول رسول مقبول حضرت احديت است و مردود او مردود درگاه صمديت و نزد اهل تحقيق دنى اشارت به مكان نفس مقدس او است و تدلى بمنزله دل مطهر او فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ بمقام روح طيب او و ادنى بمرتبه سر منور او پس نفس او در مكان خدمت بود و دل او در منزله محبت و روح او در مقام قربت و سر او در مرتبهء مشاهده شيخ ابو الحسن نورى را از معنى اين آيه پرسيدند جواب گفت جايى كه در او مويى نگنجد كيست كه از آن سخن تواند گفت و لهذا بعضى از علما گفته‌اند كه اولى آنست كه تعرض به اين وحى نكنيم و آن را در پردهء اخفا بگذاريم اما آنچه از احاديث و روايات در باب اينوحى وارد گشته ذكر آن هيچ نقصانى ندارد و آن اخبار منطوى بر سه چيز است اول آنكه مضمون وحى آن بود كه اگر نه آنست كه دوست ميدارم معاتبه با امت تو و الا بساط محاسبهء ايشان طى ميكردم دوم آنكه حق سبحانه به او خطاب كرد كه يا محمد انا و انت و ما سوى ذلك خلقته لأجلك حضرت رسالت پناه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم در جواب فرمود كه يا رب انت و انا و ما سوى ذلك تركته لأجلك سيم آنكه امت تو طاعت من بجاى مىآورند و عصيان نيز ميورزند طاعت ايشان قبول كردم اگر چه با قصور و قتور است زيرا كه كريمم و معصيت ايشان را در گذرانيدم اگر چه متصف است بكثرت و وفور زيرا كه رحيمم و در تفسير اهل البيت مذكور است كه حق سبحانه در شب معراج با رسول تقرير امامت على بن ابى طالب عليه السّلام فرمود و معنى آنست كه