الملا فتح الله الكاشاني
61
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
نردبانى كه بوسيلهء آن بر آسمان برآمده * ( يَسْتَمِعُونَ فِيه ) * بشنوند در آن كلام ملائكه را في در اينمقام بمعنى على است از قبيل وَلأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ يعنى استماع نمايند بر بالاى آن سخن فرشتگان را و آنچه از علوم غيبيه كه برايشان وحى كرده مىشود تا علم بما كان و ما يكون پيدا كنند و عالم شوند بتقدم موت محمد ( ص ) بر موت ايشان و ظفر يافتن ايشان بر او در عاقبت امور هم چنان كه مظنه ايشان است و اگر چنين است كه ايشان گمان مىبرند * ( فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُمْ ) * پس بايد كه بياورد شنوندهء ايشان كه بر آسمان رفته باشد و كلام غيبى استماع نموده * ( بِسُلْطانٍ مُبِينٍ ) * حجتى روشن و دليلى هويدا كه گواه باشد بر صدق استماع وى چه هر كه دعوى امرى كند كه بداهت عقل حكم نكند بر او لازم است كه اقامت حجة نمايد بر صدق مدعاى خود پس تسفيه عقول اهل شرك و تجهيل ايشان مينمايد به اينكه * ( أَمْ لَه الْبَناتُ ) * آيا مر خدايراست دختران * ( وَلَكُمُ الْبَنُونَ ) * و مر شما را پسران اينكلام غير مرة سمت ذكر يافته و ذكر آن در اينمقام اشعار است بر آنكه هر كه راى او در اينخانه باشد كه اسناد نبات به خالق خود كند و نسبت بنين به خود دهد در نهايت سفاهت و حماقت خواهد بود پس چگونه از شان او باشد كه بمرقات صعود نموده بر عالم ملكوت در آيد و بر جميع غيوب مطلع گردد * ( أَمْ تَسْئَلُهُمْ ) * آيا ميخواهى مر ايشان را بر تبليغ رسالت * ( أَجْراً ) * مزدى تا بسبب آن تاوان زده شوند * ( فَهُمْ ) * پس ايشان * ( مِنْ مَغْرَمٍ ) * از التزام آن تاوان بر خود * ( مُثْقَلُونَ ) * گرانبار شوند و بواسطهء آن از اتباع تو روى بگردانند * ( أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ ) * آيا نزديك ايشانست آنچه غيب در او مكتوب شده مراد لوح محفوظ است كه همه مغيبات در او مندرج است * ( فَهُمْ يَكْتُبُونَ ) * پس ايشان مينويسند آنچه در او مكتوبست تا گويند كه خبر دادن پيغمبر در امر قيامت و بعث و جزا و حساب باطل است و اصلَّى ندارد يا از آنجا بيرون نويسند كه موت محمد ( ص ) كى خواهد بود تا از آن استراحت يابند بعضى از مفسران گفتهاند كه مراد آنست كه از آن كتاب نزد خود ثبت كنند كه اگر كار آخرت اصلَّى داشته باشد احوال ما آنجا بهتر خواهد بود از محمد ( ص ) و اتباع او و مثل اينست قوله تعالى وَلَئِنْ رُدِدْتُ إِلى رَبِّي لأَجِدَنَّ خَيْراً مِنْها مُنْقَلَباً و قوله وَلَئِنْ رُجِعْتُ إِلى رَبِّي إِنَّ لِي عِنْدَه لَلْحُسْنى * ( أَمْ يُرِيدُونَ كَيْداً ) * آيا ميخواهند مكرى و تدبيرى دربارهء تو مراد مگريست كه در دار الندوة ميكردند نسبت به حضرت رسالت ( ص ) از قتل و حبس و اخراج * ( فَالَّذِينَ كَفَرُوا ) * پس آنان كه نگرويدند * ( هُمُ الْمَكِيدُونَ ) * ايشانند كيد كرده شدگان يعنى ايشانند