الملا فتح الله الكاشاني

381

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

قادريت ايشان بزعم خود بر اصابهء خير و منافع آن يعنى بجاى انتفاع بر حرمان وارد شدند يا آنكه چون به يكديگر گفتند كه بيرون آئيد بر حرث خود و مساكين را از آن منع كنيد حق سبحانه ايشان را معاقب ساخت و از خير آن محروم گردانيد پس بر حرد وارد شدند نه بر حرث و بنا بر اين معنى ذكر قادرين بنا بر تهكم باشد يعنى قادر بودند بر آنچه عزم كرده بودند بر آن از صرام و حرمان به فقرا و على حرد صله قادرين نيست و نزد سدى حرد اسم آن باغست يعنى در صبحگاه در آمدند بر آن باغ در حالتى كه بزعم خود قادر بودند بر قطع ثمر آن يا در حالتى كه تقديركنندگان بودند با خود كه همهء ميوه هاى آن باغ بچينند و گويند حرد بمعنى حرد است بفتحتين كه بمعنى حنق و غضب است يعنى چون احتراق باغرا مشاهده كردند قادر نبودند الا بر خشم گرفتن به يكديگر و يكديگر را ملامت كردن و نزد جماعتى ديگر حرد بمعنى قصد است بر سرعت يعنى بسرعت و نشاط قصد آن باغ كردند در حالتى كه با نفسهاى خود ميگفتند كه ما قادريم بر قطع ثمار آن و منع منفعت آن از مسكينان * ( فَلَمَّا رَأَوْها ) * پس آن هنگام كه ديدند باغرا بخلاف آنچه گذاشته بودند يعنى سوخته و سياه شده * ( قالُوا ) * گفتند به يكديگر * ( إِنَّا لَضَالُّونَ ) * بدرستى كه ما گم كردگانيم راه باغ را چه باغ ما ديروز معمور بود و پر ميوه و اين باغ كه مىبينيم از ميوه خالى است و معهذا سوخته شده و سياه گشته و چون تامل كردند و بنشانهاى در و ديوار دانستند كه باغ ايشانست از اين سخن اضراب كردند و گفتند كه ما راه گم نكرده‌ايم * ( بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ) * بلكه ما بى بهره مندگانيم از ميوه و محصول اين باغ و از خير و نفع آن محروم و ممنوع بجهة منع فقرا و ترك استثنا * ( قالَ أَوْسَطُهُمْ ) * اوسط از وسط و سطة مشتق است بمعنى خيار كقوله تعالى أُمَّةً وَسَطاً يعنى گفت بهترين ايشان در عقل و صايبتر در راى يا عادلتر در گفتار يا فاضلتر در كردار يا مهينتر در سال * ( أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ ) * آيا نگفتم مر شما را در وقتى كه قصد منع فقرا داشتيد * ( لَوْ لا تُسَبِّحُونَ ) * چرا ياد نميكنيد خداى را به بزرگى يعنى بذكر خدا مشغول نمى شويد و ياد نمياريد انتقام او را بحرمان و از اين عزيمت خبيثه توبه نميكنيد و مسارعت نمينمائيد بجسم شر اين عزيمت قبل از حلول نقمة و شما سخن مرا نميشنيديد و نافرمانى خداى كرديد تا به اين بلا گرفتار شديد و دال بر اينمعنى است قوله تعالى * ( قالُوا سُبْحانَ رَبِّنا ) * گفتند پاك است پروردگار ما از ما لا يعنى يعنى متكلم شدن به آنچه او ايشان را ميخواند بعد از مفارقت خطيه و وقوع بليه و بر بليه