الملا فتح الله الكاشاني
367
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
بدوات * ( وَالْقَلَمِ ) * و بقلم اعلا كه از نور است و طول آن ما بين آسمان و زمين است و به آن لوح محفوظ مكتوب شده يا آنكه اسم جنس باشد يعنى هر قلمى كه بدان كتابت كنند و فوايد آن بر مصالح دين و دنيا بر وجهى است كه به وصف احاطهء آن نميتوان كرد و به جهت اينست كه مقسم به واقع شده و از جلالت قلمست كه جميع كتب سماوى به آن نوشته شده و احكام شريعت مصطفوى به آن محفوظ گشته و از بعضى علما ماثور است كه البيان بيانان بيان اللسان و بيان البنان بيان اللسان تدرسه الاعوام و بيان البنان باق على الايام بيان دو است بيان زبان و بيان بنان بيان زبان بمرور و كرور زمان منسى شود بيان بنان بر صفحهء روزگار باقى ماند و نيز از ايشان منقولست ان قوام الدين و الدنيا بشيئين القلم و السيف و السيف تحت القلم نظام دين و دنيا به دو چيز است قلم و شمشير و شمشير زير دست قلم است ما احسن ما قال شعر ان يخدم القلم السيف الذى خضعت له الرقاب و دانت حذواه الامم فالموت و الموت لا شيئى يغالبه ما زال يتبع ما يجرى به القلم كذا قضى اللَّه للاقلام قد برئت ان السيوف لها مذ أرهفت خدم مؤيد قول اولست حديثى كه از ابو جعفر و ابو هريره نقل كرده شده و نيز از ابن عباس نقلست كه اول چيزى كه حق سبحانه از نور محمد ( ص ) ايجاد فرمود قلم بود بعد از آن لوح فجرى القلم بما هو كائن پس قلم بر لوح جارى شد و آنچه خواهد بود تا قيامت بر آن مرقوم شد و بعد از آن بخارى از آب برآمد و از آن آسمان مخلوق شد و پس از آن نون را بيافريد و زمين را بر پشت وى نهاد و هر گاه نون مىجنبد زمين به حركت در مىآمد پس كوه ها را بيافريد و ميخ زمين گردانيد تا قرار گرفت پس اين آيه تلاوت فرمود كه نون و القلم * ( وَما يَسْطُرُونَ ) * و ديگرى سوگند به آنچه حفظه مينويسد از احكام وحى يا آنچه به آن مامور شوند و در تبيان از ابن هضيم نقل كرده كه نون دهن است و قلم زبان و ما يسطرون آنچه حفظه مينويسند بقلم زبان و مداد دهان بر بندگان از اعمال و اقوال ايشان و گويند مراد جميع نويسندگانند از انس و جن و ملك و ميتواند بود كه ماء مصدريه باشد نه موصول يعنى سوگند به نوشتن ايشان و در كشاف آورده كه جايز است مراد بقلم اصحاب قلم باشند كه حفظهاند يا جميع اهل قلم و ضمير يسطرون راجع بايشان فكانه قيل و اصحاب القلم و مسطوراتهم و اسطرهم يعنى سوگند به صاحبان قلم و بنوشتهاى ايشان يا به نوشتن ايشان و محتمل است كه ضمير راجع بقلم باشد و جمعيت فعل بنا بر تعظيم قلم باشد گاهى كه مراد از قلم لوح محفوظ باشد يا بنا بر ارادهء جنس گاهى كه مطلق باشد