الملا فتح الله الكاشاني

354

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

كفر و شرك * ( سَأَلَهُمْ ) * سؤال كنند ايشان را * ( خَزَنَتُها ) * خازنان دوزخ يعنى مالك اعوان او و از زبانيه كه اى مشركان * ( أَ لَمْ يَأْتِكُمْ ) * آيا نيامد بشما * ( نَذِيرٌ ) * بيمكننده يعنى پيغمبرى مبعوث نشد كه شما را بخداى خواند و از اين عذاب بترساند غرض از اين سؤال توبيخ ايشانست تا عموم و هموم ايشان مضاعف شود و موجب زيادتى عقوبت ايشان گردد * ( قالُوا ) * گويند كافران در جواب ايشان * ( بَلى قَدْ جاءَنا ) * آرى به تحقيق آمد * ( نَذِيرٌ ) * پيغمبران بيمكننده * ( فَكَذَّبْنا ) * پس رد كرديم قول ايشان را و در باب تكذيب ايشان افراط نموديم * ( وَقُلْنا ) * و گفتيم مر ايشان را * ( ما نَزَّلَ اللَّه ) * فرو نفرستاده است خداى * ( مِنْ شَيْءٍ ) * هيچ چيز از آنچه شما مىگوييد از وعد و وعيد و امر و نهى و ديگر بايشان گفتيم كه * ( إِنْ أَنْتُمْ ) * نيستيد شما در دعوى رسالت * ( إِلَّا فِي ضَلالٍ كَبِيرٍ ) * مگر در گمراهى بزرگ كه با وجود بشرية اين دعوى ميكنيد ملخص معنى آيه آنست كه در تكذيب ايشان افراط نموديم تا آن كه نفى انزال جميع كتب و ارسال همهء رسل كرديم و مبالغه نموديم در نسبت دادن ايشان به ضلالت و نذير در اين مقام يا به معنى جمع است زيرا كه مصدر است و اطلاق او بر مفرد و تثنيه و جمع مساويست و يا بر معنى مصدريه باقيست بر تقدير مضاف يعنى اهل انذار يا منعوت به است به جهت مبالغه در انذار بر وجهى كه گوييا رسولان عين انذارند از قبيل زيد عدل و يا واحد است و خطاب راجعست به او و امثال او بر تغليب يا اقامت تكذيب واحد در مقام تكذيب كل يا مراد نذير هر قوم باشد و معنى اينكه فرق كفار گفتند با خزنه كه آمد بهر گروهى از ما رسولى پس تكذيب و اضلال ايشان كرديم و ميتواند بود كه قابل ان انتم الخ زبانيه باشد بر تقدير قول يعنى گويند زبانيه با كفار بعد از شنيدن اينمقال كه نيستيد شما مگر در ضلالت عظيم و بنا بر اين مراد بضلالت آن چيزى باشد كه كفار بر آن بوده باشند در دنيا از كفر و عناد و تكذيب يا عقابى باشد كه بر آن معذب باشند در آخرت و احتمال دارد كه كلام رسل باشد كه كفار حكايت آن براى خزنه گفتند و معنى اينكه رسولان بعد از تكذيب بما گفتند كه شما در گمراهى بزرگيد و ما قبول آن نميكرديم * ( وَقالُوا ) * و گويند كافران با خزنه از روى تاسف و تحسر كه * ( لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ ) * اگر مىبوديم كه مىشنيديم سخن پيغمبران را و با ايشان عناد و جدال نميكرديم و اعتماد مينموديم از آنچه ظاهر بود از صدق ايشان بمعجزات باهره و علامات بينه * ( أَوْ نَعْقِلُ ) * يا تعقل مىكرديم در معانى