الملا فتح الله الكاشاني

346

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

باشد كه ان جنة الماوى است پس بلفظ عندك تعبير كرده از قرب خود بعرش رحمن حاصل كه حق سبحانه تشبييه كرده حال مؤمنانرا در آنكه وصلت كفار ضرر بايشان نمىرساند و ناقص عمل ايشان نيست به حال آسيه و منزلت او نزد حق سبحانه با آنكه در تحت دشمنترين خداى بود پس اين آيه دالست بر قطع طمع كسى كه مرتكب معيت شود باميد اينكه صلاح غير نفع به او رساند و اخبار است بر آنكه معصيت غير ضررى به كسى نميرساند كه مطيع باشد و قوله * ( وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ ) * عطف است بر امراة فرعون يعنى بيان كرد حق سبحانه از براى مؤمنان مثلى كه آن مثل مريم است دختر عمران * ( الَّتِي أَحْصَنَتْ ) * آن گه نگه داشت * ( فَرْجَها ) * فرج خود را يعنى دامن خود را از حرام و فاحشه و دنس معصيت باز داشت يا منع خود نمود از ازواج * ( فَنَفَخْنا ) * پس در دميديم * ( فِيه ) * در فرج او يا در فم او يا در گريبان جامهء او يا در آستين او * ( مِنْ رُوحِنا ) * از روحى كه آفريده بوديم يعنى جبرئيل را امر فرموديم تا نفخ روح نمود در او و مسيح از او آفريده شد و از فرا منقولست كه كل شق فهو فرج پس ميتواند بود كه مراد يكى از بواطن او بوده باشد اما اولى حمل آنست بر معنى ظاهرى و تانيث ضمير در سورهء انبيا حيث قال فيها من روحنا باعتبار ارجاع آنست بالتى احصنت فرجها و بعضى گفته‌اند كه ضمير فيه راجع بمسيح است كه در جوف مريم بود و حقيقت معنى آنست كه ما خلق صورت مسيح نموديم در بطن او و نفخ روح خود نموديم در مسيح كه در شكم او بوده تا زنده شد و نظير اينست قول زمار كه نفخت فى بيت فلان اى فى الزمار فى بيته و اضافه روح به خود به جهت آنست كه خلق عيسى از باد دهن جبرئيل بر خرق عادتست و يا به جهت تعظيم و تكريم روحست و ميتواند بود كه مراد بروح جبرئيل باشد و معنى اينكه فعلنا النفخ فى مريم من جهت روحنا نفخ كرديم در مريم از جانب روح خود يعنى جبرئيل * ( وَصَدَّقَتْ ) * و باور داشت مريم و گرويد * ( بِكَلِماتِ رَبِّها ) * بسخنان پروردگار خود يعنى صحت منزلهء بر ادريس و غيره قبل از انجيل و تسميهء آن بكلمات بجهة قصر آنست يا مراد وعدها است كه جبرئيل از خداى بوى آورد كه لاهب لك غلاما زكيا يا جميع اوامر و نواهى و وعد و وعيد كه بر انبياى سابق نازل شده بود * ( وَكُتُبِه ) * و بكتاب خداى يعنى انجيل با آنچه خداى نوشته بود در لوح محفوظ از قصهء وى و پسر وى و غير آن و حفص كتبه ميخواند بصيغهء جمع يعنى بجميع كتابهاى او از لوح محفوظ و كتب اربعه * ( وَكانَتْ ) * و بود مريم * ( مِنَ الْقانِتِينَ ) * از فرمان