الملا فتح الله الكاشاني

344

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

نميرساند با وجود مخالفت ايشان با او و تظاهر بر ايذاى او و موجب محابات و اغناى عذاب ايشان نخواهد شد و ميگويد كه * ( ضَرَبَ اللَّه مَثَلًا ) * بيان كرد خداى مثلى را * ( لِلَّذِينَ كَفَرُوا ) * براى آنان كه نگرويدند * ( امْرَأَتَ نُوحٍ ) * و آن مثل زن نوحست كه واغله نام داشت * ( وَامْرَأَتَ لُوطٍ ) * و مثل زن لوط كه نام او و اهله يا والعة بود * ( كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ ) * بودند اين هر دو زن در زير حكم دو بنده يعنى در حبالهء ايشان كه آن هر دو بنده * ( مِنْ عِبادِنا ) * از بندگان ما بودند * ( صالِحَيْنِ ) * شايستگان جميع امور * ( فَخانَتاهُما ) * پس خيانت كردند به آن دو بنده بنفاق يا كفر يا نميمه نه زنا زيرا كه جميع زوجات انبيا ( ع ) از اين مبرا بودند چنان كه از ابن عباس مرويست كه ما بغت امراة من نبى قط و در روايت صحيحه آمده كه زن نوح على نبينا ( ع ) قوم را گفتى كه نوح ديوانه است و احوال او را من بهتر ميدانم كه دايم با اويم و زن لوط ( ع ) قوم را از مهمانان لوط خبر كردى تا مهمانان را رنجه كردندى و كسى كه بوى ايمان آوردى بجبابرهء قوم اخبار كردى تا وى را بگرفتندى و بكشتندى * ( فَلَمْ يُغْنِيا ) * پس دفع نكردند نوح و لوط * ( عَنْهُما ) * از اين دو زن * ( مِنَ اللَّه شَيْئاً ) * از عذاب خدا چيزى را يعنى ازدواج و وصال ايشان به آن دو زن فايده بايشان نداد بلكه زن نوح ( ع ) بطوفان غرق شد و بر سر زن لوط سنگ باريد * ( وَقِيلَ ) * و گفته شد در حين موت يا گفته خواهد شد روز قيامت و اعله و واهله را * ( ادْخُلَا النَّارَ ) * در آئيد به آتش دوزخ * ( مَعَ الدَّاخِلِينَ ) * با در آيندگان ديگر از كافران كه هيچ وصلتى نباشد ميان ايشان و پيغمبران حاصل مثل آنست كه حال كفار و منافقان در معاقبت بر كفر و عدوات بمؤمنان مانند معاقبهء مثل ايشان است از امم ماضيه بدون تفاوت و لحمهء نسب يا مواصلت مصاهرت هيچ نفع بايشان نخواهد رسانيد زيرا كه عدوات و كفر ايشان به خدا و رسول قاطع علايق و وصلت ايشان است و اگر چه آن سبب و نسب ايشان با انبيا باشد هم چنان كه مواصلت زن نوح و زن لوط كه هيچ نفع بايشان نرسانيد و در كشاف آورده كه ذكر من عبادنا به جهت آنست كه چون مبناى تمثيل بر وجود صلاحست در انسان و بسبب آن فوز و فلاح و قرب حاصل مىشود نزد حضرت عزت نه غير آن از اينجهت فرمود كه ايندو پيغمبر دو بنده بودند مانند ساير عباد كه هيچ فرق ميان ايشان و عباد نبوده مگر بصلاح ما تا اشعار باشد بر آنكه بنده رجحان ندارد مگر بصلاح و هيچ صفتى ديگر موجب رجحان نميشود مگر صلاحيت و شبههء نيست در آنكه اين تمثيل بعد از ذكر تظاهر حفصه و عايشه در ايذاى پيغمبر ( ص ) تحذير و تهديد