الملا فتح الله الكاشاني
312
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
و تحريم تصريح خطبه در آن و غير ذلك و بنا بر قول ثانى فايدهء احصا علم است به زمان حيض و زمان طهر تا نزد ظهور دم معلوم باشد كه آن حيض است كه مانع صحت طلاق است يا استحاضه است كه جايز است وقوع طلاق در آن و چون فوايد بسيار در ضمن احصا مندرجست از اين جهت حق سبحانه جهت مبالغه در باب آن فرموده كه * ( وَاتَّقُوا اللَّه رَبَّكُمْ ) * و بترسيد از خداى كه پروردگار شما است در ضبط عده پس در آن تهاون منمائيد يا تطويل آن مكنيد به اين وجه كه رجوع كنيد و باز طلاق بگوئيد و باز رجوع كرد ، طلاق بگوئيد بجهة ضرر رسانيدن بزوجات خلاصهء سخن آنست كه امر او سبحانه را در باب احصا بسمع قبول اصغا نمائيد و به جهت قصر و تطويل مخالفت آن مكنيد و ببايد دانست كه عده عبارت است از قعود مرأة از زوج تا انقضاى مدت معينه بحسب شرع و آن بر چند نوع است نوع اول باقراء است و آن عدهء زن حايضه است چنان كه دانسته شد و نوع دوم با شهر است كه آن سه ماه است مر زنى را كه حيض نبيند و در سن من تحيض باشد و چهار ماه و ده روز زنى را كه زوج او وفات كرده باشد و نوع سوم به وضع حمل است خواه حايض باشد يا در سن من تحيض الا متوفى عنها زوجها كه عدهء آن ابعد اجلين است و اين هر دو نوع اخير بعد از اين مذكور خواهد شد و امه و حره در اين نوع سيم مساوىاند اما در نوع اول عده امه دو قرء است و در نوع دوم عده او در طلاق نصف عده حره است كه آن يك ماه و نيم باشد و در متوفى عنها زوجها دو ماه و پنج روز و تفاصيل اين احكام رجوع بكتب مبسوط فقه است و بدانكه ميتواند بود كه قوله تعالى * ( وَاتَّقُوا اللَّه رَبَّكُمْ ) * متعلق باشد بقوله * ( لا تُخْرِجُوهُنَّ ) * يعنى از خداى خود بترسيد و بيرون مكنيد زنان مطلقه را * ( مِنْ بُيُوتِهِنَّ ) * از خانها ايشان كه در وقت زناشوهرى در آنجا بودهاند تا وقتى كه عدهء ايشان منقضى گردد و مراد خانهاى شوهرانست و اضافه آن بايشان از حيثيت اختصاصست از قبيل الجل لفرس * ( وَلا يَخْرُجْنَ ) * و بايد كه زنان نيز بيرون نروند از آنجا بدون اذن شما اما اگر هر دو متفق باشيد بر انتقال و خروج جايز است بيرون رفتن ايشان پس در جمع بين النهيين دليل است بر استحقاق ايشان بسكنى هم چنان كه در ايام ازدواج و بر لزوم ايشان در مساكن فراق و قوله * ( إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ ) * مستثنى است از اول يعنى ايشان را اخراج مكنيد مگر آنكه بيايند * ( بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ ) * بعملى زشت و هويدا كرده شده و حفص بكسر يا خوانده بصيغهء اسم فاعل يعنى بكردار قبيح كه روشن كنندهء حال زنان باشد در بدكردارى و حسن و مجاهد و ثعلبى و ابن زيد بر ايناند كه مراد از آن معصيت است كه در شرع براى آن حدى مقرر شده باشد چون زنا و سرقت كه در اين