الملا فتح الله الكاشاني

299

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

از مفهوم حسن صور همين است پس اين آيه مثل آيهء لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ است چه تشوه خلق بمعنى امر عارضى است و غير معتد به و صاحب كشاف آورده كه چون صور بر طبق معانيست در آن كه بر طبقات و مراتب واقعند پس انحطاط بعضى صور از مراتب ما فوق موجب سماجت و تشوه آن نمى شود چه آن دالست در حيز حسن و غير خارج از حد آن غايتش آنكه در مرتبهء ادناى حسن واقع شده و لهذا اگر كسى در حسن صورتى تعجب مينمايد و تصور مىكند كه آن در نهايت حسن است و چون املح و احسن آن را مشاهده كرد از ديدن صورت اول مستقل مىشود و طبع او ميل نميكند كه نظر در آن كند و حكما گفته‌اند كه شيئان لا غاية لهما الجمال و البيان و امام قشيرى آيه را بر اين وجه تفسير كرده كه ظاهر شما را بياراست بكمال قدرت و باطن شما را محلى گردانيد بجمال قربت و نزد محققان حقيقت حسن انسانست كه او را بصنوف اوصاف كاينات آراسته گردانيد و بخلاصهء خصايص مبدعات شرف اختصاص بخشيد تا نمودار جميع موجودات علوى و سفلى و ملكى و ملكوتى باشد فَتَبارَكَ اللَّه أَحْسَنُ الْخالِقِينَ پس بجهة تهديد عباد بر كفران نعمت حسن خلق ميفرمايد كه * ( وَإِلَيْه الْمَصِيرُ ) * و بسوى اوست بازگشت همه در روز قيامت پس كسانى كه بر نعمت خلقت و حسن صورت شاكرند مجازات خواهد داد و جماعتى كه كفران آن نموده‌اند بسزا و جزا خواهد رسانيد * ( يَعْلَمُ ) * ميداند بعلم كامل خود * ( ما فِي السَّماواتِ ) * آنچه در آسمانها است از اصناف مكونات * ( وَالأَرْضِ ) * و آنچه در زمين است از انواع مخترعات * ( وَيَعْلَمُ ما تُسِرُّونَ ) * و ميداند آنچه ميپوشيد آن را بر يكديگر * ( وَما تُعْلِنُونَ ) * و آنچه آشكارا مىكند * ( وَاللَّه عَلِيمٌ ) * و خداى داناست * ( بِذاتِ الصُّدُورِ ) * بدانچه در سينه ها است از خواطر و افكار يعنى عالمست به جميع معلومات بعلم كلى و جزئى چه نسبت مقتضيه علم او بما سوى على السويه است فرق ميان اخفاء و اسرار آنست كه اسرار در معانى مىباشد نه در اشخاص و اخفاء اعم از آنست و ببايد دانست كه تقديم قدرت بر علم به جهت آنست كه دلالت مخلوقات بر قدرت او سبحانه اولا و بالذاتست و بر علم او به آنچه در اوست از اتقان و احكام و مخفى نيست در آنكه حق سبحانه در اين آيه وافى هداية تنبيه فرموده بعلم خود به آنچه در آسمان و زمين است و بعد از آن بعالم بودن به آنچه نهان و آشكاراى بندگانست و بعد از آن بعالميت خود بخفاياى صدور بر آنكه هيچ چيز از كليات و جزئيات بر او مخفى نيست پس حق وى آنست كه در جميع حالات از او خايف و ترسان باشند و بر هيچ چيزى كه مخالف رضاى او باشد جرات ننمايند و تكرير علم در آن در معنى تكرير وعيد است و ما بعد قول فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَمِنْكُمْ مُؤْمِنٌ تا اينجا در معنى وعيد است بر كفر و