الملا فتح الله الكاشاني

28

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

دلالت بر كمال قدرت و اگر نه ايراد فا نسبت بترتب اسباب است چه ريح مثلا ذرو ابخره مىكند به هوا تا منفعل بسحاب شود پس حامل آن گردد پس آن را جارى سازد بموضعى كه مامور به است پس تقسيم امطار نمايد در آن اقطار و مؤيد قول اولست آنچه صاحب كشاف و طبرسى از ابن عباس و مجاهد نقل كرده‌اند كه روزى امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه بر منبر كوفه خطبه ميخواند در اثناى كلام فرمود كه سلونى قبل ان تفقدونى فان العلم يفيض بين جنبى فيضا لو وجد مستفيضا بپرسيد از من پيش از آنكه مرا نيابيد كه علم از ميان هر دو پهلوى من فيضان مىكند اگر كسى را بايد كه طلب فيض نمايد اين كوا برخاست و گفت كه يا امير المؤمنين از چند چيز سؤال ميكنم اگر جواب گفتى پس تو در اين دعوى صادقى و الاكاذب فرمود كه هر سؤالى كه دارى بكن گفت ( اخبرنى عن الذَّارِياتِ ذَرْواً فرمود تلك الرياح گفت فَالْحامِلاتِ وِقْراً فرمود تلك السحاب گفت ما فَالْجارِياتِ يُسْراً فرمود تلك الفلك گفت ما * ( فَالْمُقَسِّماتِ أَمْراً ) * فرمود هم الملائكة ) و اين نقل در كشاف نيز مذكور است و از آن حضرت عليه السّلام مرويست كه مهب رياح تحت اجنحه گرو بيان است و حملهء كرسى و ريح شمال بجنة عدن و بارواح صديقين مرور مىكند و مهب آن از بنات النعش است تا بغروب شمس و مهب دبور از مغربست تا بمطلع سهيل و مهب نكبا از مطلع سهيل است تا بمطلع شمس و مهب صبا از مطلع شمس است تا ببنات النعش و هيچ يك از اين بادها از مهب خود در نميگذرد و در مهب ديگرى جارى نميشود و نزد بعضى از مفسران در امور مذكوره مضافى محذوفست و تقدير اينكه و رب الذاريات الخ زيرا كه قسم جايز نيست الا باسم حق سبحانه و حق آنست كه مقسم به امور مذكوره‌اند بدون تقدير بر مضاف كه بر خلاف ظاهر است و جرى اينكلام بر طريق عادت عربست چه ايشان بهر چيزى كه ذى حرمت باشد قسم ياد ميكنند چنان كه ميگويند كه و حياتك و عمرك و راسك و حيات ابيك و غير آن و اما اينكه در شرع بجز از اسماى مختصه او سبحانه قسم منعقد نميشود و موجب حنث نميگردد براى آنست كه تا اينقسم را هيبتى و شكوهى در نفس باشد و بجهة خوف آن بر سوگند دروغ جسارت ننمايند و مقوى آنست آنچه از امام محمد باقر و جعفر صادق صلوات اللَّه عليهما نقل كرده اند لا يجوز لاحد ان يقسم الا باللَّه و اللَّه سبحانه يقسم بما شاء من خلقه يعنى جايز نيست هيچ كس را كه سوگند خورد الا باسم او سبحانه و او سوگند ياد مىكند به آنچه آفريده از صنايع بديعه و بدايع عجيبه حاصل كه حق سبحانه به اين امور غريبه كه مستلزم منافع عبادند و متضمن دلالة بر وحدانيت و علم و قدرت قسم ياد مىكند بر اينكه * ( إِنَّما تُوعَدُونَ ) * جز اين نيست كه آنچه وعده داده ميشويد بدان از حشر و نشر و ثواب و عذاب و غير آن از احوال معاد