الملا فتح الله الكاشاني
277
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
از اهل كتاب نيستند حق سبحانه تشبيه ايشان فرموده بحمارى كه كتب علوم بر او حمل كنند حيث قال كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً بيم آنكه از اسبوع ما را روزى هست كه در آن عبادت ميكنيم و مسلمانان را آن نيست حق سبحانه روز جمعه را بايشان عطا نموده فرمود كه * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ اللَّه وَذَرُوا الْبَيْعَ ) * و در تفسير سعى علما را اختلافست با اتفاق ايشان در آنكه امر از براى وجوبست و بعضى گفتهاند كه سعى بمعنى اسراع و عدو است و اين قول قتاده و ابن زيد و ضحاكست و غير ايشان بر آنند كه مراد به آن مشى است بر طريق اختصار زيرا كه مستحبّ است بسكينه و وقار در راه رفتن چنان كه احاديث صحيحه دلالت صريح بر آن مىكند و مؤيد قول ثانى است قرائت عبد اللَّه بن مسعود كه فامضوا الى ذكر اللَّه و اينقول مرويست از حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه و سلامه عليه و ابن عباس و عمرو ابن ابى كعب و از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه عليهما السلم و از ابن عباس روايت كرده اند كه لو علمت الاسراع الا سرعت حتى يقع ردائى عن كتفى اگر ميدانستيم كه دويدن واجبست هر آينه ميدويديم بمرتبهء كه ردا از دوش من مىافتاد و از حسن بصرى روايتست كه ما هو بالسعى على الاقدام و قد نهوا ان ياتوا الصلاة الا و عليهم السكينة و الوقار و لكن بالقلوب و النيات يعنى مراد نه شتافتن و دويدنست بقدم چه منهى است بدون سكينه و وقار بجانب نماز رفتن و لكن مراد سعى است بدل و نيت و قال صاحب الكشاف السعى التصرف فى كل عمل و منه قوله تعالى فلما بلغ معه السعى و ان ليس للانسان الا ما سعى و امر بسعى مستلزم وجوب ترك هر چيزيست كه مانع رفتن باشد به نماز ليكن بيع اهم اشيا است در باب معاش از اينجهت حق سبحانه تخصيص بذكر آن فرموده و ديگر آنكه در اينروز همه مردمان از قرى و بوادى به شهر مسارعت مينمايند و باسواق هجوم ميكنند به جهت بيع و شرى پس اين نيز بسبب اختصاص است حاصل كه مراد نهى است از اشتغال بجميع عقود و معاملات و ساير تصرفات و شواغل دنيا كه مانع سعى باشد به نماز و فقهاى ما تصريح كردهاند به اينكه چون * ( وَذَرُوا الْبَيْعَ ) * بر سبيل اطلاق واقع شده پس بيع و غير آن كه در حلال سعى واقع شود نيز محرم باشد و ديگر آنكه آن مظنه افضا است بتراخى در سعى به جهت امكان انجران به چيزى كه مقتضى تراخى آن شود پس حرام باشد و نزد بعضى مراد بذكر خدا نماز است و نزد جماعت ديگر خطبه است و اولى حمل آنست بر هر دو زيرا كه مشتملند بر ذكر او سبحانه چه در هر دو واجبست حمد خداى و صلوات بر پيغمبر و آل او و قرائت سوره و اينها متضمن ذكراند و در اينكه نهى بيع مقتضى فساد آن باشد يا نه خلافست مالك و احمد قايلند بفساد آن شيخ طوسى رحمة اللَّه عليه نيز در مبسوط حكم بفساد آن كرده و اكثر جمهور و شيخ طوسى نيز در خلاف با ساير فقهاى ما بر آنند كه بيع فاسد نميشود