الملا فتح الله الكاشاني

261

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

بمحبت و رافة خود نوازش فرمود و ثبات قدم و رسوخ ايشان را در معركه جهاد به بنيان مرصوص تشبيه فرموده پس مراد از اين آيه آن حضرت باشد و اتباع او كه در معارك قتال و جدال اقتفا به او نموده ثابت و راسخ بوده‌اند نه جماعتى كه مكرر از حرب اعدا فرار نموده كوس جبانت در ميدان اهل شجاعت زده اند و علم بىحميتى و بىغيرتى در ميدان ايشان برافراشته‌اند و به جهت آن بدنام دنيا و آخرت گشته‌اند و بعد از حث عباد بر ثبات اقدام بر جهاد بيان مينمايد صدونت و ثبات عزيمت موسى را بر صبر نمودن در اذيت قوم خود به جهت تسلى حضرت رسالت در شكيبايى بر تكذيب امت و ميفرمايد كه * ( وَإِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِه ) * و ياد كن اى محمد آن را كه گفت موسى مر گروه خود را كه بنى اسرائيل بودند * ( يا قَوْمِ ) * اى گروه من * ( لِمَ تُؤْذُونَنِي ) * چرا ميرنجانيد مرا بنا شنيدن فرمان من و انكار نمودن آيات و معجزات و اظهار انتقاص و عيب من و افترا و بهتان نهادن به من چه ايشان او را گاهى ساحر ميگفتند و زمانى او را مجنون نام مينهادند و وقتى اسناد بر ( ص ) وارده به او ميكردند و محلى اسم زانى بر او اطلاق ميكردند چنانچه در قصهء قارون مذكور شد و زمانى نسبت قتل هارون به او ميدادند و غير آن از انواع ايذا چون گفتن اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ و فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقاتِلا و عبادت گوساله كردن و طلب رويهء خدا از او نمودن و قوله * ( وَقَدْ تَعْلَمُونَ ) * حالست از ضمير توذوننى و ذكر قد از براى تاكيد علم و ايراد اين جمله حاليه به جهت انكار ايذاى ايشان يعنى چرا آزار مرا ميدهيد و حال آنكه بيقين ميدانيد * ( أَنِّي رَسُولُ اللَّه إِلَيْكُمْ ) * آنكه من فرستادهء خدايم بجانب شما با معجزات بينه بر صحت رسالت خود و شما را شبههء نيست در صدق دعوى من و رسول بايد كه مكرم و محترم باشد پس احترام مرا مرعى داريد و فرمان مرا بجاى آريد و در طريق عناد و طغيان سلوك منمائيد ايشان بر ضلالت و جهالت خود ثابت شده سخن او را بسمع قبول اصغاء نكردند و دست از آزار و ايذاى او باز نداشتند * ( فَلَمَّا زاغُوا ) * پس آن هنگام كه بگشتند از قبول فرمان موسى با وجود ادله باهره بر صدق او * ( أَزاغَ اللَّه ) * بگردانيد خداى * ( قُلُوبَهُمْ ) * دلهاى ايشان را از استقامت يقين يعنى منع الطاف خود نمود و ايشان را در باديهء خذلان فرو گذاشت تا در طريق ضلالت بماندند و بصراط مستقيم نرسيدند * ( وَاللَّه لا يَهْدِي ) * و خداى راه راست نمينمايد با عطاى الطاف يا بمثوبت و كرامت و جنت * ( الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ ) * گروهى كه بيرون رفتگانند از دائرهء فرمان به جهت عناد و طغيان چه اين مانع الطاف هاديه است از حضرت منان بلكه تخليه ايشان مىكند و به حال خودشان واميگذارد و نظر لطف از ايشان