الملا فتح الله الكاشاني
258
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
ما تقدم مذكوره شد به جهت استفتاح سوره صف است بتعظيم او سبحانه از روى تسبيح و تقديس و تكريم مانند استفتاح سوره به بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ از مقاتل و كلبى روايت است كه جمعى از اصحاب به آن قدوهء احباب گفتند كه يا رسول اللَّه اگر بدانيم كه دوستترين عمل نزد خداى تعالى كدامست ما انفس و اموال خود را در آن بذل كنيم و بجان در او بكوشيم حق سبحانه آيه إِنَّ اللَّه يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِه كه بعد از اين مذكور خواهد شد انزال فرمود و چون روز احد رسيد بقول خود عمل نكرده از جهاد فرار نمودند و پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم با معدودى چند در ميان كفار بگذاشتند و به جهت آن سر مبارك آن حضرت و دندان رباعيه او به سنگ جفاى مشركان شكسته شد حق سبحانه توبيخ ايشان فرموده به اين آيه كه * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد * ( لِمَ تَقُولُونَ ) * چرا مىگوييد * ( ما لا تَفْعَلُونَ ) * آن چيزى را كه نميكنيد * ( كَبُرَ ) * بزرگست * ( مَقْتاً ) * از روى شدت غضب و خشم * ( عِنْدَ اللَّه ) * نزد خداى * ( أَنْ تَقُولُوا ) * آنكه بگوئيد * ( ما لا تَفْعَلُونَ ) * آنچه نخواهيد كرد و بدانكه لم مركبست از حرف جر و ما استفهام و حذف الف آن با حرف جر در كلام عرب بسيار است به جهت كثرت استعمال و مانند اينست بم و فيم و مم و عم و الام و علام و در خطبه اول نهج البلاغه كه منسوبست به حضرت امير المؤمنين صلوات عليه مذكور است كه و من قال فيم فقد ضمنه و من قال علام فقد أخلى منه و مولانا شرف الدين على يزدى قدس اللَّه سره در مدح حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود بيت الام الام و حتى متى اعاتب فى حب هذا الفتى فهل زوجت فاطم غيره و فى غيره هل اتى هل اتى و در كبر مقتا تعجبست بدون لفظ آن و اين از افصح كلامست و ابلغ آن و معنى تعجب تعظيم امر است در قلوب زيرا كه تعجب نميباشد مگر از چيزى كه از نظاير و امثال آن خارج باشد و اسناد كبر به ان يقولوا او نصب مقتا بر تميز دلالتست بر آنكه قول ايشان بدون فعل مقت خالص است كه مثوب به چيزى ديگر نيست بجهة فرط تمكن مقت از آن و ايثار لفظ مقت بر بغض بجهة آنست كه منت بمعنى اشد بغض است و ابلغ آن و عدم ذكر كبر مقتا ان تقولوا ما لا تفعلون در مقام * ( كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّه أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ ) * به جهت آنست كه تا دلالت كند بر اشدية و افحشية آن نزد خداى چه ثبوت كبر مقت شيئى يعنى بدون ذكر عند اللَّه نزد خداى دالست بر غايت و نهايت شدت و فحش آن و نزد اكثر علما آنست كه اين آيه اگر چه بسببى خاص نازل شده اما مراد عامست يعنى هر كه سخنى گويد و نكند در اين عتاب داخلست پس علمايى كه خلق را به عمل خير ارشاد نمايند و خود ترك آن كنند در اين توبيخ داخلند و مؤيد اينست قوله تعالى أ تأمرون الناس بالبر و تنسون انفسكم و در خبر است كه حضرت رسالت فرمود در شب معراج ديدم كه لبهاى چنين كسان را