الملا فتح الله الكاشاني

254

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

آيد تشبيه نموده آنچه به آن حكم فرموده بر مسلمانان و كافران كه آن اداى مسلمانانست مهور نساى كفار را در يك نوبت و اداء كفار مهور نساء مسلمانان را نوبتى ديگر بامرى كه متعاقب يكديگر باشند مثل تعاقب در ركوب و غير آن و گويند عاقبتم مشتقست از عقبى بمعنى غنيمت يعنى برسيد بعقبى كه آن غنيمت گرفتن است از كفار يا آنكه عقوبت كنيد ايشان را بقتال يا آنكه غنيمت گيريد از ايشان يا از پس ايشان بمانيد و عاقبت امر بشما باز گردد * ( فَآتُوا الَّذِينَ ذَهَبَتْ ) * پس بدهيد آنان را كه رفته‌اند * ( أَزْواجُهُمْ ) * زنان ايشان بدار الكفر و مهر نيافته‌اند * ( مِثْلَ ما أَنْفَقُوا ) * مانند آنچه نفقه كردند از مهر آن زنان و بدانكه ايقاع لفظ شيئى در موقع احد به جهت تحقير زنان مرتده است و مبالغه در تعميم يا آنكه مراد شيئى از مهور ايشان باشد يعنى اگر چيزى از مهرهاى زنان مرتده از شما فوت شود و نزد كفار بماند و نتوانيد از ايشان اخذ نمائيد وقتى كه نوبت ظفر بشما رسد مهرهاى آن زنان را از غنيمت به ازدواج ايشان رسانيد * ( وَاتَّقُوا اللَّه ) * و بترسيد از عذاب خداى در مجاوزت از امر او * ( الَّذِي أَنْتُمْ ) * آن خدايى كه شما * ( بِه مُؤْمِنُونَ ) * به دو گرويدگانيد چه ايمان به او مقتضى پرهيز است از عقاب و از ابن عباس مرويست كه شش تن از زنان مؤمنان مهاجر مرتده شده بنزد كفار رفتند اول ام حكم بنت ابو سفيان كه زن عياض بن شداد فهرى بود دوم فاطمه بنت قاهره ابى بن امية بن مغيره كه زوجهء عمر بن خطاب و خواهر ام سلمه بود و در وقتى كه عمر ارادهء مهاجرت كرد از او امتناع نمود و مرتد شد و بكفار ملتجى گشت سوم بروع بنت عقبه كه منكوحه شماس ابن عثمان بود چهارم عبدهء بنت عبد العزى بن فضله كه زن عمرو بن عبد ود بود پنجم هند بنت ابو جهل كه زوجهء هشام بن عاص بود ششم كلثوم بنت جرول كه آن نيز زن عمر بود پس پيغمبر ( ص ) از غنيمت مهور ايشان را بشوهران ايشان داد آورده‌اند كه در روز فتح مكه چون سيد عالم ( ص ) بكوه صفا و مروه برآمد با رجال مكه بر اسلام و جهاد بيعت كرد زنان ايشان نيز در متابعت و مبايعت ميل كردند حق سبحانه طريق مبايعت ايشان را و شرايط آن را بحبيب خود تعليم نموده فرمود كه * ( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ ) * اى پيغمبر خبردهنده يا اى بلند قدر عاليمرتبه * ( إِذا جاءَكَ الْمُؤْمِناتُ ) * چون بيايند به تو زنان گرويده يعنى به نيت گرويدن * ( يُبايِعْنَكَ ) * مبايعت كنند با تو * ( عَلى أَنْ لا يُشْرِكْنَ ) * بر آنكه شرك نيارند و شريك نگيرند * ( بِاللَّه شَيْئاً ) * بخداى چيزى را از اصنام و اوثان * ( وَلا يَسْرِقْنَ ) * و دزدى نكنند از مال شوهران و از غير ايشان * ( وَلا يَزْنِينَ ) * و زنا نكنند * ( وَلا يَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَّ ) * و نكشند فرزندان خود را مراد دخترانند كه زنده در خاك ميكردند يا قصد بچه كه در شكم دارند نكنند