الملا فتح الله الكاشاني
240
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
فى البلد اذا تعذر يا آن كسى كه بتهديد غير مخوف نشود و اين لازم معنى اولست و حاصل همه راجع بصفات سلبيه است يا آنكه عذاب كند هر كه را خواهد و ثواب دهد هر كرا اراده نمايد و بنا بر اين از صفت فعليه است كه آن تعذيب و اثابتست * ( الْجَبَّارُ ) * بزرگوار و عظيم الشان در ملك و سلطنت يا قاهرى كه بكنه او نتوان رسيد و ابصار احاطهء او نتواند كرد و بنا بر اين از صفت اضافيه يا سلبيه است يا بمنى صلاح آرنده كارهاى درهم شكسته انسان از اسباب معاش و ارزاق و غير آن و به اين تقدير از صفات فعليه است و گويند هو الذى لا يبالى بما كان و بما لم يكن يعنى آن كسى كه باك نداشته باشد به آنچه بوده و نبوده پس مسرور نشود به آنچه باشد و محزون نگردد بر آنچه نبوده و نباشد و مرجع آن بصفات سلبيه است * ( الْمُتَكَبِّرُ ) * در نهايت كبريا و عظمت يا بلند مرتبه از ظلم و نقصان و احتياج و از ساير صفات محدثات و متعالى از جميع ما لا يليق و در مواقف آورده كه متكبر آنست كه همه چيز را نسبت بذات خود حقير ببند و اين هيچكس را متصور نيست مگر او سبحانه را * ( سُبْحانَ اللَّه ) * پاك است خداى * ( عَمَّا يُشْرِكُونَ ) * از آنچه شريك ميسازند بوى چه ببراهين عقليه و حجج نقليه ثابت است كه او سبحانه قابل شركت نيست * ( هُوَ اللَّه الْخالِقُ ) * او خدائيست كه خدا تقدير كننده است هر چيزى را كه ايجاد آن فرمايد از مخلوقات بر وفق مشيت و مقتضاى حكمت * ( الْبارِئُ ) * آفريننده اعيان و ظاهر سازنده آنها از عدم بوجود در حالتى كه برى است از نواقص و عيوب در خلق آن * ( الْمُصَوِّرُ ) * بخشندهء صورت و مثال مخلوقات و نگارنده آن بر اشكال مختلفه از حيوانات و نباتات و جمادات و غير آن از مصنوعات كه از يكديگر ممتازند به صورت و هيئت و لهذا در مواقف آورده كه مصور مختص است باحداث صور مختلفه و تراكيب متفاوته و اين هر سه صفت مذكوره از صفات فعلند و از محمد غزالى نقل است كه گوئيا اين سه اسم از اسماى مترادفهاند و راجع بصفت خلق و اختراع و انشا و اولى آنست كه خالق من حيث التقدير است و بارى من حيث الايجاد و مصور از حيثيت و تربيت صور مخترعات * ( لَه الأَسْماءُ الْحُسْنى ) * مر او راست نامهاى نيكو كه در شرع و عقل مستحسن و پسنديده است چه آنها دالند بر محاسن معانى چون اللَّه و رحمن و رحيم و صانع و قادر و عليم وحى و قيوم و حليم و غير آن * ( يُسَبِّحُ لَه ) * به پاكى و پاكيزگى ياد ميكنند مر او را از همه نقايص و او را منزه و مقدس ميدانند از جميع معايب * ( ما فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * آنچه در آسمانها است و زمينها چه ارباب عقول او را بصفت تنزيه