الملا فتح الله الكاشاني

232

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

مىكنند نزد شما يعنى استبطان رهبت ايشان از شما سبب اظهار رهبت ايشانست از خدا و ميتواند بود كه مراد يهود باشند يعنى ترس شما در صدور يهودا شد است از ترس ايشان از خداى زيرا كه ايشان جماعتى بودند بانجدت و اقتدار و اظهار تشجع ميكردند نزد مسلمانان با اضمار خيفة در صدور ايشان * ( لا يُقاتِلُونَكُمْ ) * كارزار نميكنند يهود و اهل نفاق با شما * ( جَمِيعاً ) * در حالتى كه مجتمع و متفق باشند براى جدال نمودن با شما * ( إِلَّا فِي قُرىً مُحَصَّنَةٍ ) * مگر در ديههاى استوار بخندق و ابواب و برج و حصار * ( أَوْ مِنْ وَراءِ جُدُرٍ ) * يا از پس ديوارها بسهام و احجار بجهة فرط رهبت ايشان از شما يعنى ايشان را قوت آن نيست كه از حصون بيرون آيند و بصحرا آمده روى به روى شما محاربه كنند اين نه از ضعف و خيانت ايشانست بلكه * ( بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ ) * كارزار ايشان در ميان يكديگر * ( شَدِيدٌ ) * سخت است يعنى چون با يكديگر محاربه كنند حرب ايشان در نهايت شدت باشد اما هر شجاع كه از ايشان كه با رسول و اصحاب او حرب كند او سبحانه رعب و خوف در دل او افكند و بسبب آن طاقت مقابله و مقاتله ايشان ندارند * ( تَحْسَبُهُمْ جَمِيعاً ) * پندارى تو يهود و اهل نفاق را مجتمع و متفق از روى تدبير و صلاحانديشى * ( وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى ) * و حال آنكه دلهاى ايشان پراكنده و پريشانست در آن به جهت افتراق عقايد و اختلاف دواعى و مقاصد و كثرت حقد و حسد و عداوت با يكديگر * ( ذلِكَ ) * آن اختلاف دواعى و افتراق عقايد * ( بِأَنَّهُمْ ) * بسبب آنست كه ايشان * ( قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ ) * گروهيند كه تعقل نميكنند و در نمىيابند آنچه صلاح ايشان در آنست يا نميدانند كه تشتت قلوب موهن قواى ايشانست در اين آيه تحسير مومنان و تشجيع قلوب ايشانست بر قتال ايشان بعد از آن ميفرمايد كه مثل يهود در اغترار بعد دو قوت خود * ( كَمَثَلِ الَّذِينَ ) * همچو مثل آنان است كه بودند * ( مِنْ قَبْلِهِمْ ) * پيش از ايشان * ( قَرِيباً ) * به زمان اندك * ( ذاقُوا ) * كه بچشيدند * ( وَبالَ أَمْرِهِمْ ) * بدى عاقبت كفر خود را در دنيا مراد مشركان قريشاند كه بششماه قبل از ايشان در بدر كشته گشتند و از ابن عباس منقولست كه مراد بنى قينقاعند كه عهدى كه با بنى نضير كرده بودند بشكستند و چون آن حضرت از بدر مراجعت فرمود امر كرد تا از ديار خود بيرون روند و جلاى وطن كنند عبد اللَّه ابى بايشان گفت بيرون مرويد كه من پيش محمد صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم روم و شفاعت شما كنم يا با شما در حصن درائيم و مدد شما كنيم و چون ايشان در حصن رفتند عبد اللَّه نصرت ايشان نداد و ايشان بالضرورة قرار