الملا فتح الله الكاشاني
215
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
قوله تعالى وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا * ( وَيُدْخِلُهُمْ ) * و در آورد ايشان را در روز حشر * ( جَنَّاتٍ تَجْرِي ) * در بهشتى كه جارى شود * ( مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ ) * از زير درختان آن جويهاى آب و شير و خمر و عسل * ( خالِدِينَ فِيها ) * در حالتى كه جاويد ماندگانند در آن * ( رَضِيَ اللَّه ) * خوشنود شد خداى * ( عَنْهُمْ ) * از ايشان و اعمال ايشان را پسنديد * ( وَرَضُوا ) * و خوشنود شدند ايشان * ( عَنْه ) * از خداى بكرامتى كه وعده كرده ايشان را در عقبى * ( أُولئِكَ حِزْبُ اللَّه ) * آن گروه لشگر خداى و ناصر دين ويند * ( أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّه ) * بدانيد كه سپاه خداى * ( هُمُ الْمُفْلِحُونَ ) * ايشانند رستگاران در دنيا و عقبى از ثعلبى منقولست كه داود پيغمبر ( ص ) در مناجات گفت كه بار خدايا حزب تو كيستند خطاب آمد كه الغاضة ابصارهم و السلمية ايديهم و النقية قلوبهم اولئك حزبى و حول عرشى هر كه چشم از محارم فرو بسته بود و دست او از آزار خلق و اخذ حرام كوتاه بود و دو دل خود را از ما سوى اللَّه كوتاه گرداند از جملهء حزب مناند و خادمان عرش من آيه دليلست بر آنكه در دين هيچ چيز ادخل از اين نيست كه دوستى كنند با دوستان خداى و دشمنى كنند با دشمنان خداى بلكه اين عين اخلاص است چه امتياز تمام اهل حق و اهل ضلال بتولى و تبرا است سورة الحشر مدنيست و بيست و چهار آيت است باجماع جميع علماى امت ابى بن كعب از حضرت رسول ( ص ) روايت كرده كه هر كه سورهء حشر قرائت كند هيچ چيز نماند از بهشت و دوزخ و عرش و كرسى و لوح و قلم و هفت آسمان و زمين و رياح و هوام و وحوش و طيور و دواب و شجر و شمس و قمر و ملايكه الا كه بر او صلوة فرستند و براى او استغفار كنند و اگر در آن روز يا در آن شب بميرد شهيد مرده باشد و نيز از آن حضرت ( ص ) منقولست كه هر كه قرائت سورهء حشر كند خداى تعالى گناه گذشته و آيندهء او را بيامرزد و ابى سعد مكارى از ابى عبد اللَّه ( ع ) روايت كرده كه هر كه در شبانگاه سورة الرحمن و سورة الحشر بخواند حق سبحانه فرشته به خانه او فرستد كه با شمشير كشيده پاسبانى او و اهل بيت و اموال او كند تا روز شود و ببايد دانست كه چون حق سبحانه ختم سورة المجادله فرمود بذكر حزب الشيطان و حزب اللَّه افتتاح اين سوره نمود بمقهوريت و مغلوبيت حزب شيطان و نخرى و هوانى كه بسبب جلاى اوطان بايشان رسيده و بقاهريت و غالبيت حزب خود كه از اهل ايمانند و لهذا اول بيان تسبيح خود نمود كه متضمن سلطانيت و قهرمانيت است و فرمود كه